ماجراهای ما و جناب آجر

شروین این روزها مدرسه اش تعطیل است و شبها تا دیر وقت بیدار و روزها تا لنگ ظهر خواب تشریف دارند... از این رو چند شبه که پیش ما می خوابه ... شب اول اینقدر لگد تو تخت به من زد که تا صبح بیدار بودم... شب دوم قول داد لگد نزد و من تا صبح کارم این بود که به طرف باباش هولش می دادم... دیشب شوهر جینیس ( یا همون آی کیو خودمون) به یک راه حل ناب دست یافت ...گفت من وسط می خوابم شروین کنار... جناب آجر سرشون به بالش نرسیده بود صدای خروپفشون رفت هوا... حالا تجسم بفرمائید که ایشون زیر گوش من ( دقیقا زیر گوش من) سمفونی خرخرخرخر پف پف پف پف را اجرا می کردند جوری که پرده گوش من داشت از جا در می رفت ..کار از لرزش گذشت بود.... شروین از اونور تخت غر می زد که من خوابم نمی بره چقدر دد کاوه سر صدا می کنه... باور کنید حتی لی لی هم از تو شکمم به این سمفونی ناهنجار اعتراض می کرد و لگد هاش را نثار من می کرد... بعد وول زدن هاش شروع شد... اینقدر وول زد و وول زد که تقریبا همه تخت را اشغال کرد.... شروین از اونور داشت میوفتاد پائین من از این ور... حالا مگه می شد هولش داد اونور... مثل یک کنده درخت افتاده بود وسط تخت و هر از گاهی هم لگدی نثار من از اینور و شروین از اونور می کرد... خلاصه کنترلش از دست ما خارج بود... شروین به هر بدبختی  با نصف تن از رو تخت آویزون خوابش  برد.. من بیچاره که باید به پهلو بخوابم نصف شکمم را از تخت آویزوون کردم پائین و سعی کردم بخوابم.... بعد دوباره صدای خرو پف رفت هوا ...بعد هم  من بلند شدم برم دستشویی برگشتم دیدم یک غلت زده و اون ١٠ سانتی متر جای من را هم اشغال کرده... بیدارش کردم... می گم کاوه جان حالا که شروین خوابیده ببرش تو اتاق خودش ...خودت هم برو سر جای خودت بخواب تورو به ابولفضل... با یک لبخند از این گوش تا اون گوش می گه چشم عزیزم بیا تو بخواب... بعد هم لبخند به لب چشماشو می گذاره رو هم و سمفونیش را ادامه می ده... تو دلم می گم آخه مصبتو شکر کجا بخوابم تو که اومدی سر جای من... تکونش می دم مثل سنگ خوابیده... با بدبختی بالشهامو از زیر سرش می کشم و می رم اتاق مهمون..

.صبح که بیدار می شم هنوز پدر پسر خوابند... می رم تو دستشویی... چند دقیقه بعد بیدار می شه میاد تو دستشویی می گه تو یکساعته تو دستشویی هستی؟؟؟ می گم نه الان اومدم چطور مگه ؟ می گه یکساعت پیش بیدار شدم دیدم نیستی رو تخت فکر کردم رفتی دستشویی!!!!!! یعنی دوستمون تا صبح نفهمیده بوده که من رو تخت نیستم و بالش هم زیر سرش نیست.... ازش می پرسم یعنی یکساعت پیش که بیدار شدی دیدی سر جای من خوابیدی با خودت نگفتی که این زن با این زار و شکم کجا بوده رو این تخت؟؟؟؟ می گه : اه مگه من سر جای تو خوابیده بودم؟؟؟ پس تو وسط  خوابیده بودی؟؟؟  حالا خوب خوابیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا رحم کنه نصف شب درد زایمان به سراغم نیاد که کسی تو این خونه بیدار بشو نیست!!!!!!!

/ 27 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهانه

سلام نداجون، پس توام به درد من مبتلا شدي... البته من تو شكمم لي لي گولو ندارم [چشمک] شب پسرك وسط ميخوابه و تا صبح مشت و لگد نثار من بيچاره ميكنه بيست سانت اونطرف تر هم همخونه با خروپف هاي گوش نوازش تا صبح برام لالائي ميخونه [ناراحت] خوبي خانمي؟ فرشته كوچولوتون كي از جاي گرم و نرمشون قدم رنجه ميكنن؟؟[ماچ][گل]

آیدا

اونی که داره آرشیوت رو زیر و رو می کنه.منم[چشمک]فعلن تا فروردین 86 خوندم اما دیگه باید بلند شم یرم دانشگاه. برمی گردم.

آیدا

آپ نمی کنی یعنی لیلی کوچولو دنیا اومده؟دلم تنگ شده.آرشیوت رو تموم کردم و بهت عادت کردم.

NK

‫سبک وزن ، دوباره سبک وزن میشود:)

shadi

Will Lily be a goblin baby? Happy Turkey Day mommy negar. meedunam there might be slightly more things to do that to update here. valy khoob nanne, mordeem

Marsina

سلام خیلی امروز به فكرت بودم. شاید تعجب كنی. اما باور كن كلی به یادت بودم و شاید كه تا حالا لی لی خانم ناز هم به دنیا اومده. دختر دختر خاله من هم كه اسمش لیلیا هست پنجشنبه در لندن به دنیا اومد و الان من كلی ذوق زده هستم و دارم میرم براش لباسهای جینگیی پینگیلی بخرم و بدم پسر خاله ام كه داره میره لندن ببره براش. راستی یك سوالی، البته اگه وقتش رو داری و تونستی جوابمو بدی. چی براش بگیرم كه مامانش هنوز نخریده باشه؟ یعنی میدونی حتما مامانش كلی تا الان براش لباس خریده و من به عنوان خاله (البته دختر خاله مامانش) دلم میخواد یك چیز جاكبی براش بخرم. اما اصلا نمیدونم این جور چیزها رو مامان ها دوست دارند تن بچه اشون بكن یا نه. مثلا ینیو نگاه كن http://www.gymboree.com/shop/dept_item.jsp?PRODUCT%3C%3Eprd_id=845524445992398&FOLDER%3C%3Efolder_id=2534374305540923&bmUID=1290902456359&productSizeSelected=0&fit_type=

Marsina

ببین من اینها رو هم دوست دارم و برای عیدش خوبه http://www.gymboree.com/shop/dept_item.jsp?PRODUCT%3C%3Eprd_id=845524445994692&FOLDER%3C%3Efolder_id=2534374306231106&bmUID=1290903034676&productSizeSelected=0&fit_type= http://www.gymboree.com/shop/dept_item.jsp?PRODUCT%3C%3Eprd_id=845524445994656&FOLDER%3C%3Efolder_id=2534374306231106&bmUID=1290903218242&productSizeSelected=0&fit_type=

یک دسته گل بنفشه

فکر کنم لی لی خانوم اومده و مامانش حسابی مشغوله...شاد باشین کنار هم.

مامان امير

به نظرم گل دخترت تا حالا بايد دنيا اومده باشه. ايشالا خوش قدم و سالم باشه زير سايه مامان بابا و در كنار شروين عزيز[لبخند][ماچ]