چرند و پرند

به نظر می رسه وقتی بلاگ رولینگ قاط زده کسی دل و دماغ آپ کردن را هم نداره.... مثل اینکه شب تولدت تلفنت خراب بشه و کسی را نتونی دعوت کنی اونوقت خودت و کیکت تنهایی بشینین به شمعها نگاه کنید.... شعار همیشگی من اینه که من برای دل خودم می نویسم (از اون شعارهای باسمه ایی و تکراری است نه؟؟؟؟) ولی یکی نیست بهم بگه که اگه برای دل خودت می نویسی پس چرا وقتی بلاگ رولینگ خرابه دست و دلت به نوشتن نمی ره؟؟؟؟ باید به خودم بگم که دروغ می گم عین سگ!!!!! یک شعار باسمه ایی و سراسر دروغ دیگه هم بدم؟؟؟ من اصلا آمار وبلاگم را روزی حداقل ۴ بار چک نمی کنم!!!!!!!!!! چرا این شعارهای محکمه پسندو باید بدم؟؟؟؟ اگر آمار وبلاگم برام مهم نیست و برای دل خودم می نویسم چرا تو دفترچه خاطراتم نمی نویسم؟؟؟؟؟؟؟ به نتیجه می رسیم که آدم باید با خودش رو راست باشه فایده چسی های الکی اومدن چیه؟؟؟؟  ۹۰ درصد کسانی که اینجا را می خونند منو نمی شناسن چرا باید یک ماسک برای خودم درست کنم و اینجا هم پشت اون قایم بشم؟؟؟؟ یعنی اینجا هم مثل دنیای واقعی اینقدر نا امنه؟؟؟؟ یا اینکه ماعادت کردیم به چسی هایی چپ و راست اومدن؟؟؟؟ جلوه دادن شخصیت غیر واقعی خودمون حتی در برابر آدمهایی که نمی شناسیم؟؟؟؟ یک حرف از ته دلم بزنم و برم..... برای من مهمه که یک نفر از چهار محال و بختیاری روزی ۴-۵ دفعه میاد تو وبلاگم ....برام مهمه که یک خواننده از یزد دارم یکی از بلژیک یکی از خراسان یکی از استرالیا یکی از ژاپن یکی از دبی چندتایی از کانادا و آمریکا و  تهران و خوزستان و نیوزیلند و انگلستان و اصفهان.......حتی اگه این عزیزان برام پیغام نمی گذارند یا اگه هم می گذارند من نمی دونم کی از کجاست؟؟؟؟ باور کنید بعضی وقتها آمار وبلاگم فقط ۲۰ نفره شاید منهم اگه روزی ۵۰۰ نفر ویزیتور داشتم برای اینکه ژستمو تکمیل کنم مجبور بودم اون ماسکه را بزنم که مبادا چشم بخورم....ولی برای من همون ۲۰ نفر هم عزیزن....  بعضی وقتها وقتی اون عزیز از مالزی بهم سر نزده می رم تو فکر که نکنه یک اتفاقی براش افتاده و باور کنید که اون عزیز فقط برای من یک آی پی است و بس .....

چقدر چیز میز بهم بافتم فکر می کنم قهوه امروز صبحم خیلی قوی بوده!!!! می خواستم چند خطی هم راجع به دوستان و فامیلهای عزیز و مهربونی که بهم سر می زنند بنویسم و ازشون تشکر کنم که چرندیات منو می خونن که یکهو احساس کردم این پست شبیه پست خداحافظی شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  بابا من کی گفتم می خوام خداحافظی کنم....متاسفانه از این ژستها هم بلد نیستم!!!!! حالا حالا ها در خدمتیم.....

/ 17 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پونه

ISP ونکوورت اومد ها! چک کرده.

سخيداد هاتف

جالب بود. نمي دانم تو کی هستی و در کجا ولی يادداشت جالبی نوشته ای. اين قدر ها هم بد نيست اين دنيا. ببين من از مزارشريف افغانستانم و از امريکا وبلاگت را می خوانم. آدم برای آدم مهم باشد که بد نيست. يکی از نامزدهای پارلمان ما (اف چه پارلمانی داريم!) در بروشور تبليغاتی خود نوشته بود : خدمت خلق خدا از بهر انسان نيست عيب / سال ها ميکرد موسا خدمت از بهر شعيب! تازه گی به اين نتيجه رسيده بود که خدمت کردن اصلا عيبی ندارد. حالا حکايت شما و بنده است. ما که وبلاگ شما را می خوانيم . برای تان مهم هستيم. اين که از بهر انسان نيست عيب! شادکام باشيد.

pargol

Salam doosteh azizam vaghean man har rooz behet sar mizanam.yek joorhaee negaranet hastam .doosteh azizam hamishe salem bashi va delet shad

مسافر (قهوه ی تلخ)

salam hamsaie jadid man fekr mikonam hame baraie dele khodeshon minevisan vali khob bazia barashon moheme ke kasaie dige harfe deleshono bekhonan bazia ham na man ham toie daftar kheteratam minevisam va ham inke chizhaii ke be dard khondan baraie baghie basharo toie weblog va dost daram harfaie digarono ham beshnavam kheili khobe ke age mishod adam betone hame ja ba khodesh ro rast bashe beghole shoma jest lazem nabashe movafagh bashi hamsaie

بهانه

چقدر واقعي نوشتي خانومي ، وقتي به نوشته هات فكر كردم ديدم دقيقا همينطوره كه ميگي، منم هميشه همين فكرو ميكردم ، كه براي دل خودم مينويسم و اصلا برام مهم نيست كي در مورد من و نوشته هام چه فكر ميكنه و ....... ولي وقتي به اصل قضيه فكر ميكنم ميبينم حق با توهه و كاملا همينطوره كه ميگي، پس نتيجه ميگيرم كه بودن يا نبودن ديگران، افكار و اعتقاداتشون در مورد ما و عقايدمون برامو مهمه و اين خيلي خوبه، اين خوبه كه تو اگر دوستي كه كاملا ناشناسه و گاهي از مالزي بهت سرميزنه يكهو ناپيدا ميشه تو نگرانش ميشي، اين عاليه خانم گل. اميدوارم دلت هميشه همينطور مهربون بمونه . پسرگلت و هم از طرف من ببوس شاد و سلامت و خوشبخت باشي

رهگذر

حالا این حرف ها به کنار..چقدر از چهار محال بختیاری وبلاگ می خونند!

laila

يک چيزی بگم؟؟؟ استراليايی منم

ساروی کيجا

خب .. من هم اعتراف می‌کنم که الان يکی دو هفته است آمار روزانه‌ام از بالای ۴۰۰ نفر رسيده به ۳۰۰ و خورده‌ای نفر و من واقعا غصه می‌خورم .. غصه چيه ؟ اضطراب و استرس و افسردگی هم می‌گيرم ...