برای ثبت در تاریخ

برای ثبت در تاریخ باید بگم که پروسه دل و دین کندن از می می بالاخره با موفقیت به انجام رسید و نامبرده در تاریخ 18 سپتامبر 2012 در سن 21 ماه و 25 روزگی بالاخره ترک کردند... هنوز بلد نیستند خودشون خودشون را بخوابانند برای همین از سیستم روی شونه تکون تکون دادن برای فریضه مهم خواباندن استفاده می شود... نامبرده 3 شب اول را خوب خوابیدن و از شب چهارم اواسط شب بیدار می شدند و اقدام به فحاشی و لگد و کتک مادر مربوطه می کردند !!!! در حال حاضر به غیر از اندکی بد اخلاقی حال نامبرده بهتر است و اعصاب قویتری دارند به خشم خود مسلطند و هنوز زبانی هر از گاهی احوال می می را می پرسند!!!! داروی ترکی که استفاده شد از این لاکهایی بود که به شصت شصت خور ها و ناخن خورها می زنند... از داروخانه محل ابتیاع شد و نامبرده فقط زبانشان بهش خورد و از کرده خود پشیمان شد... قابل ذکر است که اخیرا نامبرده حتی به خوردن ماجرا با صبر زرد هم علاقه نشان می دادن!!! یعنی عملشون تا به این اندازه سنگین بود!!!

همین...

خوشحالیییییییم

/ 9 نظر / 26 بازدید
مصی

ای جونم به اون نامبرده عزیز...نبریک میگم که بزرگتر شدی لی لی خانوم ندیده اما دوست داشتنی. خیلی بانمک نوشته بودی مامانش.

مریم

چقدر قشنگ و روان می نویسید .. چه طنز عالی داره نوشته هاتون تازه با وبتون آشنا شدم و خیلی از پستاتون رو همین الان خوندم. بهتون تبریک میگم هم ترک لی لی عزیز از می می . هم وبلاگ زیباتون[گل]

آفرین

خسته نباشی بانو! ومبارک لی لی خانوم به مرحله جدید زندگی مبارک.

newsha

ey janam!!! tabrik be namborde va madar namborde

mana

azizam in milestone ro be to va be lili joon tabrik migham...\

سروناز

سلام آخی بالاخره موفق شدین طفلک لی لی جان!

گل مریم

اولا که سلاملکم. خوب هستین؟ من چرا گمت کرده بودم په؟ به سلامتی دومی رو از شیر گرفتی؟ خیلی تبریک. واقعا مرحله سختیه. از پوشکم که بگیریش میفته تو سرازیری. حالا خودت که بهتر می دونی. دیگه بندازمت تو گوگل ریدرم که بخونمت

اگر براتون مشکلی نیست، لینکتون کردم. چون وب شما را میخونم. اگر براتون مشکلی هست، لطفا خبر بدید تا لینکتون را پاک کنم. با تشکر، افسانه

ماهی

ای جان.عزیزم.دلم میسوزه برا بچه ها.گناه دارن.[بغل][دلشکسته]نگار جون همه پستهاتو خوندم.بعضیها رو هم 2بار.دوست دارم.اومدی وبم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کوو کامنتت؟[افسوس]