عاشقانه های برادری و خواهری

شروین مشغول قربون صدقه رفتن لی لی...

مامان: شروین چقدر دوستش داری؟

شروین : a Lot

مامان: یادته اون اولها که گریه می کرد می گفتی ایکاش نمیومد؟؟؟

شروین: من ؟ کی؟ من گو*ه خوردم که گفتم!!!!!!!!!!!

.

.

بعد از چند دقیقه...

شروین: من نگفتم که نباشه گفتم دلم می خواست که boy باشه...

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kianaدخترشهریوری

جدا چرا منکه همیشه اینجا سر میزنم و کل ارشیو رو هم خوندم و هشت ماهه مشتری ثابتم ...چرا نظر نمیدم؟واسه خودم هم سوال شد!![متفکر]

فایا

منم مثل دختر شهریوری با اینکه مشتری دائم اینجا هستم و کیف میکنمف نمیدونم چرا کلا جایی کامنت نمیذارم. سال نوتون مبارک. ما عاشق پسر شما و مخلص لی لی خانم هستیم

یک دسته گل بنفشه

آخی عزیزم...دیگه بچه چطوری بگه که خواهرشو دوست داره.همیشه بچه ها دلشون یه همجنس خودشون رو می خواد مثل دختر من که خواهر می خواد.

مامان سارگل

[قهقهه]الهی خب به خاطر دل شروین یه داداش براش بیار

آیدا

آخی چه پسر بامزه ای[لبخند]

م

یه عکس بزار از شروین واضح تر اگه می تونی باحاله در کل پسربچه ها بامزه ترن چون ساده ترن[چشمک]

shadi

mommy negar, happy almost noruz azizam. boos[گل]

کافه چی

پس کجایی؟ دل ما قد نخود شد بابا

صحرا

سال نو مبارک بر شما و آقا کاوه و شروین و لی لی خانم.