چی بگم؟

این یعنی چی که آدم تو سن ٣۵ سالگی ( آره جونم من هنوز سی و پنج سالمه و سی و شش سالم نیست و به قول آمریکایی ها دفنتلی سی و هفت هشت ساله نیستیم.. آخه از نظر بنده خدای عزیزی وقتی ما سی و رد کردیم شدیم یک خانم سی و هفت هشت ساله....به قول گیلاسی آیکون مصبتو شکره!!!!) حرفم یادم رفت!!!!!! باور کنید حرف اصلی یادم رفت.... اصلا وقتی صحبت سن میاد وسط من یاد عقده های دوره نوجوانی و کودکی و بزرگسالی و غیره میوفتم!!!!!!

آهان می خواستم .... چی می خواستم بگم؟؟؟؟ باور کنید که آلزهایمر زود رس گرفتم...باور کنید تو ٣۵ سالگی هم می شه آلزهایمر گرفت و پیر نبود....

/ 10 نظر / 2 بازدید
گلستانه

باور کردیم حالا بگو چی میخواستی بگی [سوال]

افرا و پاییز

آرزو می کنم توی همین صفحه خبر تولد صد و سی و پنج سالگی ات را بخونیم!

نیش

دلتو به سی وپنج سالگی خوش نکن! یک ماه دیگه رفتی تو سی و هفت!!!

سبک وزن

به نیش:مثل تو که 7 ماه پیش سی و هشت نه سالت شد؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

آناهیتا

سلام خوبی ؟ ببین نوشته های گوگل ریدر اسم دارند بالای نوشته می یاد الوچه خانوم بای الوچه خانوم یا الوچه خانوم بای فرجام یه نگاهی بنداز . توی ریدر من که اینطوری مشخص می شن

آناهیتا

از شروین نمی نویسی راستی چند وقته و دیگه اینکه من از انتهای قصه ب و م خبر نداشتم . ببینم یه سوال م واقعا در زندگی خوشحاله . من همون یه بار بعد مدرسه با تو دیدمش ولی اینطور حس نکردم . اون یکی رو که هم دیدیدم همینطور . ر - ظ رو میگم . ازشون خبر داری ؟ دیگه اینکه نی نی ای که منتظرشیم و قرار بهمن دنیا بیاد قطعا پسره ! توی یکی دو هفته ی اینده می رم دیدنش حتما . دو ماه پیش دیدمش . سرو اومده بود ایران همشون رو با هم دیدم .