شروین و لی لی

شروین : ماما نمی دونم چرا اینقدر پام می خاره.

من: حتما به یک چیزی آلرژی داری...

شروین: آخ آخ نکنه به لی لی آلرژی داشته باشم؟؟؟؟؟

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

شروین به لی لی : الهی من قربون اون دایپر پرت برم ...

/ 9 نظر / 2 بازدید
بانوی شرقی

سلام مهربان . بانوسبک وزن خواندن روزگارت بس دلنشین و دلچسب خواندنی وتامل انگیز بود برایم . امیدوارم درکنار عزیزانت خوب خوش ومانا باشی هروقت ازکوچه خانه ام رد شدی چراغی روشنه تو بار نور قلمت روشنایی اش را بیفروز / مانایی شما .[گل][گل]

بانوی شرقی

چه بانمکه این کوچولوی دوست داشتنی خدا حفظش کنه براتون /[گل][گل]

ملودی

جانمممم پسر کوچولوی حساس و مهربون .از قول من بوسش کن اونم گنده .اینم یه بوس برای خودت که این روزا فول تایم زحمت میکشی ها[بغل][ماچ]

یک دسته گل بنفشه

ای جان...زنده باشن این خواهر و برادر. چقدر عشق بچه ها واقعی و صمیمیه.

نیش

وای چقدر بچه احساساتیه! راستی دهه فجره.یاد اون روزا می افتم که بیکارو بی عار ساعتها تو صف جشنواره وای میستادیم.یادته یه روز روزه بودیم و تو فیلم هی خوردن و میگفتن چی بخوریم؟ ما گفتیم کوفت!

looooooooooooooooooooooooooooooool[قهقهه]

صمیم

سلامممممممممممممم عزیزکم..خوبی تو؟ واییییییییی که وقتی خوندم بچه دوم..لی لی ...آذر 89...بچه آزدها..خدای من تبریک میگم بهت ..من نمی دونستم دخترک زیبایی هم داری ..الهی فدات بشم که خانوادگی رفتی دستشویی و وقتی خوندم:این روزها عین گداهای دم حرم امام رضا بچه زیر سینه ام است از ته دلم خواستم بغلت کنم وبگم همشهری ..برات دعا میکنم خیلی ....انشالله این دو تا میوه زندگیت و خودت و همسرت همیشه سالم و راضی و خوشبخت باشید .. بوووووووووس برای بهترین مادر دنیا..