غر ریز

 دماغش داره فس فس می کنه... ولی سی.نه را ول نمی کنه. هر روز می گم فردا از سی ... نه می گیرمش فردا می خوابونم رو تخت خودش فردااینقدر گریه کنه تا بخوابه فردا فردا فردا و این فردا ۶ ماهه که نیومده..... حوصله نصیحت ندارم ها ... خودم خدای نصیحت بکن ها و عقل کل های محله ام!!!!! ولی تا دلتون بخواد باهام همدردی کنید لطفا.. قبلا از همکاری همتون ممنونم... 

/ 7 نظر / 29 بازدید
لیلا

سلام نگار جون .منم خیلی دلم میخاد اریا رو از شیر بگیرم ولی موش بازی در میاره دلم نمیاد .ماها به اندازه مامانامون جدی نیستیم.ببوس بچه هارو.

40tike

akhey! bebin belakhare har bache ii yad migire joda bekhabe dige shiresho too livan bokhoreh khodeto narahat nakon :)

لیلا

وای درد جسمی از سینه گرفتن یه طرف عذاب وجدانش یه طرف.... از سینه بگیریش خیلی راحت میشی... زود تر این کاررو بکن چون اون شیر الان هیچی نداره و شیر مادر در سال دوم فقط جنبه ایمنی داره واسه بچه .

آفرین

یعنی به همین زودی دو سالش شد؟[ماچ][ماچ][ماچ]

نوا

آخ آخ امان از دست این فسقلی ها ... من که به شوهرم می گم من هیچ نقشی در تربیت این بچه ندارم. دلش خواست تو 6 ماهگی رفت تو اتاقش تخت خوابید تو 8 ماهگی دو هفته اونقدر گریه کرد که برگشت به تخت ما بعد دوباره رفت اتاقش!!! دلش بخواد شب تا صبح شیر نمی خوره دلش هم بخواد شبی 10 بار می خوره با آب و شیشه و.. هم راضی نمی شه...

نارنج

باید خیلی سخت باشه هم برای تو و هم برای نی نی جیگر طلا که ازهم جدا شین... مواظب خودت باش