شعار این هفته....

روزی روزگاری اون قدیمها یعنی حدودا چهار سال پیش وقتی تصمیم به وبلاگ نویسی کردم اصلا قصد اولیه ام روزمره نویسی نبوده و الان هم نیست... دلم می خواست که از هرچی که دلم خواست بنویسم هروقت و بدون خود سانسوری ... الان هر وقت که می خوام یک پست جدید بنویسم چیزی به غیر از روزمره نویسی به ذهنم نمی آید .... یک مقداری هم تقصیر خواننده های عزیزم است که تا من می آیم راجع به یک چیز دیگری به غیر از شروین و روزگارم بنویسم همه سوالها به این برمی گردد که حالم گرفته است و غیره... و از اون جائیکه این وبلاگ را تقریبا همه دوستها و فامیلها و آشنایان می خوانند بنده برای جلوگیری از نگران شدن اهل قبیله اون جوری که دلم می خواد نمی نویسم و خود سانسوری بیداد می کنه... روزگار روزگار سوتفاهمات است .... من در زندگی واقعی آدم شنگولی هستم و پرانرژی ولی ٢۴ ساعت شبانه روزم به خنده و شادی و شنگولی نمی گذرد چون اگر این جور باشد قبول کنید که بیشتر به مایه های فلان خلی خواهم زد تا شنگولی...شروین هم ٢۴ ساعت شبانه روز نمک نمی ریزد و حرفهای بامزه نمی زند  چرا اگر که بزند بچه آدم نیست و ربات است...چیزهایی که تحت عنوان غرنامه می نویسم زهرشان به شدت گرفته شده است تا بانمک بشوند ولی اصل ماجرا به همون تلخی زهر گرفته شده اشان می باشد....باور کنید الان هم که دارم اینها را تایپ می کنم صدبار این بک اسپیس لعنتی را فشار دادم تا یک جوری بنویسم که منظورم اشتباه برداشت نشه ... این یعنی خودسانسوری به معنای واقعی کلمه.... دارم رو خودم کار می کنم تا بتونم اون جوری که دلم می خواد وبلاگ داری کنم...شعار این هفته من: خود سانسوری دیگه بسه....

پی نوشت: هاهاها اینو ببینین .... این کامنت برای بانو سبک وزن رسیده...هاهاهاها...گفتم یک کار انقلابی می خوام بکنم....مرسی از همگی... همون ۱۰۰ تا اول هم خودش خیلی عالیه...مرسی برای رای هاتون...مرسی... دم همگی گرم...کیبوردتون هم گرم...!!!!!

وبلاگ شما در بین 100 وبلاگ برتر نظر سنجی پرشین بلاگ قرار دارد از شما دعوت میکنیم در مراسمی که به همین مناسبت برای تقدیر از وبلاگ نویسان برتر ترتیب داده شده است شرکت فرمائید . برای ثبت نام و دریافت اطلاعات بیشتر می توانید از روز یکشنبه   یازدهم خرداد  بین ساعات 16 تا 20 با تلفن های  زیر تماس حاصل فرمایید .
تاریخ برگزاری 23 خرداد ماه
محل برگزاری دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
ساعت : 16 الی 19
09354224229
09359459999
نویسنده:
روابط عمومی جشن پرشین بلاگ

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تي تی

راستییییییییییییییییی اول[بغل]

صدف

خیلی سخته ادم حریم خصوصی نداشته باشه.من موندم واسه چی ادرستونو به همه دادین گلم؟

صدف

ارتقای وبلاگیت هم تبریک می گم

فاطمه

ای جاااااااااااااااان الهی چه همه الان خوشحال شدم دیدی کار انقلابیمونو نگارم؟ چه همه خوشحاااااااااااااااااااااااااااااااااالم خاله جونی[ماچ]

فاطمه

نگار یادته یه بار از بک اسپیس لعنتی نوشته بودم و اینکه چه همه ازارم میده؟یادته برام نوشتی تو جوری نوشته هاتو خط میزنی که خودتم نتونی زیرشونو بخونی؟ ببین نگرانی های همه درست اما باور کن اگه همین یه گله جا هم خودتو سانسور کنی یه هو میرسی به یه جایی که حس میکنی داری خفه میشی دیگه نگار من میدونم تو از اون دست ادمایی هستی که همیشه سعی میکنی حتی اگه نا نداشته باشی برا نفس کشیدینم به زور یه لبخند جور کنی برا گوشه ی لبات اما یه وقتایی یه کوچولو حتی در حد یه صفحه ی ساده حتی با اسم مستعار نیگر دار برای خود خود خودت بودن دوست دارم خیلی بیشتر از اونی که فکرشو بکنی

فاطمه

هوم یه چی دیگه الان این بانو سبکوزن ما قراره یعنی برا جشن پرشین بلاگ قدم رنجه نموده میهن اسلامی رو به قدوم مبارکشون مزین کنند اونوقت؟[قهقهه]

بی نام

خودسانسوری میکنی چون خیلی از آدمهایی که اینجا رو میخوانند از نزدیک میشناسندت و یا اینکه دیگه خیلی باهاشون رفیق شدی و این باعث میشه مثل دنیای واقعی سعی کنی که خودسانسوری کنی

سبک وزن

به بی نام: مرسی که روشنم کردی.... واقعا همین طور هست که می گی... ولی عزیز دل خودم هم که همینو گفتم شما هر چی من گفتم تکرار کردی ؟! شاید هم منظورم زیر اون بک اسپیس لعنتی بود !!!! شاید...

بی نام

راستش من منظور بدی نداشتم فقط از دیدگاه خودم گفتم. شاید تکرار حرف های تو را زدم اما چون وبلاگ زیاد میخوانم این تجربه را کسب کردم که وبلاگ نویس ها کم کم که با آدم های خارج از وبلاگ دوست میشوند نوشته هاشون سانسوری تر میشود. و راستش دیگر به اندازه قبل از نوشته هاشون لذت نمیبرم. نمیدانم چرا؟ شاید این برگرده به فرهنگ و ... کشورمون که به زور یادمان دادند که در دنیای واقعی برای حفظ آدمها و دوستی ها و ... باید خودسانسوری کنیم و ... و صد البته من کمتر انسان ایرانی ای رو دیدم که توانایی تحمل این حد از صداقت رو هم داشته باشد. البته آدم های شوخ و شنگ معمولا خودشون را پشت شوخی و شنگی اشو قایم میکنند به عبارت دیگه خودسانسورتر از بقیه هستند. اما راستش را بخواهی من نوشته های قدیمی تر شما را بیشتر دوست داشتم و البته جز’ معدود وبلاگ نویس هایی هستی که نوشته هایت در این همه مدت تقریبا یک دست و روان بوده و ... به هر حال من اینجا و نوشته هایش را و آدم پشتش را چه با سانسور و چه بی سانسور دوست دارم

فاطمه

هی نگار نا مرد میری برا بقیه کامنت میدی به روی خودم نمیارم اینجام بقیه رو تحویل میگیری من طفلکی رو نه؟ اصن میرم قهر میکنم هر روز میام 57422125تا کامنت "وب خوبی داری به کلبه ی من هم سر بزن" میدما برات[قهقهه]