بازی...

بعد از صد سال دلمان خواست که یک بازی وبلاگی بکنیم...

ایده اش مال صحراست...

"چی باعث می شه یادم بیفتی ؟ سعی کن صادقانه جواب بدی . حتی می تونی بی نام بنویسی. اگر هم دوست داشتی می تونی توی وبلاگت این بازی رو انجام بدی ."

به قول خود صحرا بالا غیرتا هندونه زیر بغلم نگذارید....قشنگ فکر کنید ببینید چی می شه که یاد من میوفتید یا اصلا شاید هم یاد من هیچوقت نمیوفتید!!!!

پی نوشت: از تمام کسانی که من و دیده و ندیده اند انتظار جواب دارم ها!!!! ما اینیم زور می گیم!!!

/ 37 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nin

یادمه یک پست به اسم کلمات قصار زده بودی و توش گفته بودی چقدر مخالف این کلمه ای ... یادت نیست ... من خوب یادمه

یک خوانننده خاموش

من هر وقت اسم شما میاد یاد مامان پسر دوست ویک پرستار ایرانی که تو امریکا کار میکنه ونمیدونم تو کدوم ایالت است میافتم

Shady

ولنتاین همیشه من رو یاد تو میندازه و بی‌بی ولنتاین‌ت :ط : )

گل کاشی

اسمت. چون هیچکس دیگه رو نمیشناسم که اسمش "نگار" باشه. برای همین هروقت میشنوم " نگار " یاد تو میافتم. weird,isnt it ??

آناهیتا/آلوچه خانوم

سرکار خانوم شیرین خانوم خیلی لطف دارین . ما به خودمون میبالیم از اینکه برای شما اسم مون کنار اسم این همکلاس سبک وزن قدیمی قرار میگیره . بس که ماه هستند ایشون . اون وبلاگ کماکان برقراره دیر به دیر آپ دیت میشه ولی هست روی همون ادرس قبلی . فیلتر شده ولی فیدش از طریق فیدخوانها قابل دسترسه : http://feeds.feedburner.com/aloochehkhanoom دیگه همین ×××××××××××××××× نگار جان شرمنده روی کامنت دانی شما خودمان را تبلیغ کردیم بی اجازه . بس که اوضاع فیلترینگ اینجا مزخرف می باشد

گلناز

یاد اینکه باید لاغر می شدیم و نشد.... بجاش من بزا تو بزا...

نیش

یادت میفتم چون همش تو گذشته ام ! همش خاطرات رو مرور میکنم.و خوب همونجور که همه دوستا میدونن وجود تو از همه پررنگتر بود.

صمیم

نیگا نگار جان این خاطره فقط بی جنبگی ذهنی من رو میرسونه وگرنه تو خودت رو ناراحت نکنی ها.. یادته اتاق فکر رو ؟شروین بهت چی گفته بود؟ Dirooz I goozid too thinking room یعنی هر وقت میخوام تصور کنم یک مادر و بچه نشستن و مادره میخواد همچین زیر پوستی به بچه ه یک چیزهایی رو یاد بده و بچهه میزنه تو کاسه کوزه مامانه یاد این حرف شروین می افتم.. [قلب]