چس ناله می کنیم....

الف: با سلام خدمت حضار محترم اینجانب لیدی سبک وزن تصمیم دارم که مقادیری چس ناله برایتان تایپ کنم ... قبلا از همکاری و تحملتان ممنونم.

ب : با تشکر از بلفی عزیز و خانم شین که ترتیب الفبای عربی را به بنده آموزش دادند و اینجانب به علت علاقه وافر به زبان عربی و بلاد عرب تصمیم گرفتم که این پست را با این ترتیب به سرانجام برسانم....

ج : با تشکر از پرگلک نازنین که تقریبا کتاب آخر هری پاتر را در یک پست خلاصه کردند و تمام شوق و ذوق خواندن کتاب را از من گرفتند...هر چه سعی کردم که موقع خواندن آن پست کذایی چشمانم را ببندم نشد که نشد!!!!

د : با تشکر از آلوچه خانم که زحمت فرستادن جلد آخر هری پاتر را برای من به عهده گرفته اند و تولدشان هم خیلی مبارک و خواستم که مستدعی بشوم که اگر هنوز نفرستاده اند لطفا کتاب بادبادک باز را هم ضمیمه بکنند.... و تمام این زحمات به این دلیل بر دوش ایشان است که نامبرده در سفر پارسال بنده به وطن به من و آجرزاده جوجه کباب آلوچه پز ندادن....

ه : راستی یادم رفت که خدمتتون عرض کنم که بنده از پائیز بدم می آید..... !!!!!!!!!!!!!!

و : هفته پیش مادر یکی از همکلاسیهای شروین برای همه کلاس از هندوراس یک تی شرت سوغاتی آورده بود... از شروین پرسیدم مامی جان امروز مامان دوستت برات از هندوراس تی شرت آورده؟؟؟؟ یکمی با چشمان از حدقه در آمده به من خیره شد بعد گفت : آره امروز تو مدرسه هندونه خوردم تی شرتم خیس شد!!!!!!!!!

ز : امروز شروین به سلمانی مشرف خواهند شد و مقادیری موهای حلقه حلقه طلایی از کله ایشان قیچی خواهد شد...ما بسی ناراحتیم ... ولی چاره ایی نیست به جز تحمل این مصیبت....

ح : راستی نماز روزه هاتون قبول.....

ط : می شه یک شیر پاک خورده ایی به من بگه که چرا همه می تونن پینگ کنن الا من؟؟؟؟ و اگر ممکنه اونهایی که می تونن پینگ کنن این بنده صغیر و حقیر را پینگ بفرمایند.... قبلا از محبتهای شما ممنونیم....

ی : باور کنید هر وقت که یک چیزی دارم می نویسم قیافه تنها کسی که جلوی رویم است  ساروی کیجاست .... چون می دونم که اگر یک روزی بیاد اینجا رو بخونه هزاران هزار غلط املایی و انشایی از اینجانب خواهد گرفت ....

ک : جاشون خیلی خالیه ....خیلی....امیدورام که زود برگردن....

ل : چس ناله بسه.... فعلا خداحافظ و عزت زیاد....

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کورال

بگو تا دير نشده ... برات هزار خورشيد درخشان رو هم بفرسته... کتاب تازه نويسنده بادبادک بازه...

بهانه

نگارجون ميخوام بگم با خوندن نوشته هات انگار انرژي گرفتم ، الهي كه هميشه شاد و شنگول باشي و ناله هات در همين حد باشه نه بيشتر

نيش

جای عزيزا خالی نباشه.يعنی سبز باشه!درکت ميکنم...

آناهیتا

هری پاتر رو همین یک ساعت پیش فرستادم بین دو تا سه هفته ی دیگه می رسه دستت ... خیر سرش پیشتاز دو قبضه بود مثلا ! در مورد بادبادکباز ... ببین یه ترجمه ازش هست که من خوشم نیومده یه ترجمه هم تازه ازش اومده از مهدی غبرایی ...دو تا شهر کتاب سر راهم رو چک کردم ازش نداشت باید منتظر چاب بعدی اش بمونیم ... پیدا کنم چشم حتما برات می فرستم . خیلی قصه غمگینیه ! بادبادکباز رو میگم

شبنم

ای قربون چس ناله هات ... اينا که خودش کلی قشنگ بودن نگار جونم ... مو کوتاه شدن شروين هم مبارک ... برای پينگ هم ميتونی بری بلاگ رولينگ www.blogrolling.com و اونجا پينگ کنی ( البته اگر عضوشی) ...شاد باشی ...شبنم

همتا

به تو لينک دادم خب؟

افرا و پاييز

من بدجوری ديوونه پاييزم. ديگه نبينم کسی با پاييز در بيافته آبجی!!!! راستی منم نمی تونم پينگ کنم! چرا؟ نميدونم!

فاطمه

نگار عزيزم شبهای قدر که گذشت واسه ات جلوی ضريح نماز خوندم،۳روز مهمون امام رضا بودم بازم همه ش انگاری يه تابلو بود روش نوشته بود نگار هی هر شب و هر روز واسه ات دعا کردم... گيرم دعا هام به هيچ دردی نخوره اما من نگارمو سپردم به خدا حالم خوش نيست... هی بهم ميگن هر که مقرب تر است جام بلا... اما من که خودم ميدونم نه مقربم نه هيچ چيز ديگه موندم با اين جهنمی که دورمو گرفته چه کنم.نگار ميدونی فاطمه چند وقته نتونسته واسه ۷۲ ساعت ناقابل ارامش مستمر داشته باشه؟ اين دفعه جدی جدی کم اوردم...ميفهمی کم اوردم...سوختگی درجه ۳...ديگه حس نميکنم...اما همه ی وجودم شعله ميکشه... نگار خسته ام...ببخش که ناله ميکنم اما حالم خوش نيست...واسه ام دعا کن...جدی ميگم،برام دعا کن راستی منم هر چی پينگ ميکنم فايده ای نداره اپم... مواظب خودت باش

فرجام

ای سبک! بدان و آگاه باش که همانا ما شکر خورده ایم که اینجا را نخوانیم. آن جمله هم از باب استعاره و تلمیح شکر خورده شد. ضمناً حالا که چس ناله کردی بدون که امسال چهره های برتر سال آقای پرزیدنت و حسین رضا زاده بودند و به همین مناسبت امسال سال چس فیل اعلام شده. به آقاتون و آقامون سلام برسون