هفت هشت تاییهاش!!!!

۱- خوب من برگشتم درب و داغون.... فردا این ماراتون ۳ هفته ایی تموم می شه... یکم خشتک و خشتک کشی سر کار کردم آدم شدند..

۲- دیشب برای شروین ساندویچ مارتادلا درست کردم...بار اول بود که می خورد... ازم پرسید: مامان نیگار این خوشمزه اس؟؟؟ گفتم: آره مامی.... بعد که خورد و خوشش اومد به کاوه گفت : دد کاوه این خیلییییی خوشمزه اس!!!!! ( خوشمزه را با فتح ش و سکون در م بخوانید!!!!)

۳- دیروز باز تو مغازه بهانه یک صندلی با چهار پایه جلوش را که شبیه توپ فوتبال بود گرفت.... گفتم نه گرونه و نمی ارزه و نمی خرمش... گریه کرد و زاری .. بداخلاق شده بود منهم گفتم حالا که این کارها را می کنی می برمت خونه . برگشتیم خونه ...یکمی این پا اون پا شد بعد گفت مامان نیگار بیبخشید که تو مگازه من اون ماشین توپ گرون و خوشگله را خواستم. بعد هم اومد دستم بوسید!!!!!!!! من هم شرمنده و خجالت زده مات مات نگاش کردم!!!!!!

۴-دیروز که از مدرسه اومد بهش گفتم مامی جون لباسهاتو که در میاری بنداز تو سبد رخت چرکها... و سبد رخت چرکها را نشونش دادم که گوشه حموم بود... بعد از اینکه لباسهاشو انداخت تو سبد رخت چرکها اومد بهم گفت: مامان نیگار مرسی که اون سبد و گذاشته بودی اونجا که من لباسهامو بریزم توش!!

۵ ـ یک وقتهایی دلم می خواد درسته قورتش بدم...هر روز از روز قبل عاشق ترم...همه حرفهاش توی قلبم می شینه و قیلی ویلی می ره تمام وجودم....نمی دونم و مطمئن هم نیستم که سال قبل و قبل ترش و قبل تر ترش هم همین احساس و داشتم یا نه؟؟؟ فقط می دونم که الان عاشق ترم.....

۶- ممکنه این جملات بالا برای مادرانی که از یکسالگی بچه هاشون مثل بلبل حرف می زدن مسخره باشه ولی این جیگر طلای من تقریبا یکسال و اندی است که داره حرف می زنه و احساساتشو توضیح می ده و قبل از اون زبونش و فقط من می فهمیدم!!!!! برای همین هر چیز که از دهنش در میاد برای ما یک دنیا با ارزشه.... برای من تلاشش برای فارسی حرف زدن یک موهبته...می دونم که انگلیسی را خیلی راحتتر حرف می زنه ولی می دونه که ما ازش می خواهیم که فارسی حرف بزنه و تمام تلاشش را می کنه بعضی وقتها از شدت دنبال کلمه و فعل گشتن قرمز می شه!!!!! الهی که قربونش برم...

۷- ببینم ملت شهید پرور ایران شما سن بچه ها را هم زیاد می کنید یا فقط بزرگسالان باید فوت کنن و سوت کنن و لنگشون و از ۳۵ ور دارن بگذارن تو ۳۶ و از این حرفها؟؟؟؟ پسرک من روز ولنتاین به نظر من و بقیه ملت آمریکای جهان خوار ۴ ساله می شود....شما می فرمایید تولد چهار سالگیشو جشن بگیریم یا چهار تموم شد رفت تو پنج سالگیشو!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۸- دلم می خواد یک دعوای وبلاگی راه بندازم تعداد ویزیتورام بشن ده برابر....سوژه خوب سراغ ندارید؟؟؟؟ بنده همه جوره پایه ام!!!!!

/ 21 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shadi

kamelan ehsaas meyl kardane fesgeleto meefahmam. emrooz sohrab be man meegeh: "vy, merci shadi ke baraam sheer va asal dorosssss kardy. delam khoob shode hala" nazdeek bood ke yek loghme beshe. tavalode sherwin aziz ham peesh peesh mobarak.. .

mabi

نگار دوباره میخوای ما رو سرکار بذاری که هی بیایم کامنت بذاریم!!! روتو کم کن دیگه تولد ۴ سالگی شروین خان هم مبارک

تی تی

سلام نگار عزيز از قرار معلوم اين آقا شروين خيلی بانمک و خوردنيه...ماشاا.. میگم چشم نخوره..چرا عکس نميذاری تا بيشتر ذوقشو بکنيم برای شمع هم خوب حساب کن اگه چهار سالش داره تموم ميشه و ميره تو پنج بايد شمع ۴ رو فوت کنه.. پاراگراف آخر هم خيلی باحال بود....منم هستم

بلفي------------http://belfyjoon.persianblog.ir/ http://belfyslinks.persianblog.ir/ ماشا... چه نمکيه!

گلمریم

به نظرم شروع کن همینجوری سر یه موضوعی که لزوما خودتم نمیدونی چیه با یکی-مثلا من- دعوا و گیس و گیس کشی و اینا. منم خواستی جوابتو میدم. بعد یه مدت هم عاشق هم بشیم و چه میدونم دیگه بقیه اش بی ناموسیه خوب!

افرا و پاييز

نميدونم سن ات به برنامه ی ؛؛ننه..قلی.. این یه ضربالمثله؛؛ قد میده یا نه؟ در هر حال دو تاش را داشته باش: ۱- سوسکه به بچه اش میگه قربون پاهای بلوریت برم!! ۲- به یکی میگن چشمهات بادویه میگه بادوم می خوام!!!! ننه... نیگار... این فقط یه شوخیه!!!

پری دريائی

تفاوت زن ایرانی و خارجی: زن خارجی: عزیزم من میرم حموم تو بیا منو... زن ایرانی : خبر مرگت زودی بیا کارتو تموم کن من برم حموم . خواننده های گرامی جوک بودا جدی نگیرین اما موضوع بدی نیست نه نميدونم موضوعات بحث برانگيز اينا ميشن که مجبوری يا به يه عده توهين کنی که بيان و مدعی بشن و يا يه عقيده درست رو زير سوال ببری تا درستش ثابت بشه .

آناهیتا

4 تا شمع رو فوت می کنه یعنی چهارسالش تموم شد و رفت توی 5 و از اون به بعد هرکی ازت پرسید پسرت چندئ سالشه میگی چهارسالش این همون کاری هستش که ما 20 آذر کردیم و ازاون موقع به بعد هر کی می پرسه میگیم چهار سالشه . من از مامان نیگار گفتنش خوشم می یاد !

فاطمه

مامان نيگار لينکدونيت به لقا الله پيوسته به سلامتی؟

شبنم

بچه چه از يکسالگی حرف بزنه چه ديرتر همه اش برای مادر و پدر خواستنيه . مخصوصن که يه خوشمزه ای مثل شروين خان باشه ... چيزی نمونده عسلی ۴ ساله بشه... تقريبن يه ده ماهی از هانا کوچکتره ... من دلم شرحه شرحه ميشه بعدش که ميان اظهار ندامت از کاراشون ميکنن و نبايد همون لحظه کوتاه بيايی اما دلت ميخواد قورتشون بدی :‌) ... شاد باشی ...شبنم