سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

مسواک قدیمی

چند روز پیش شروین لی لی را برد تو اتاق خودش تا باهاش بازی کنه و منهم برم زیر دوش... وقتی رفتم بهشون سر بزنم دیدم دو تایی خوش و خرم دارند بازی می کنند و لی لی جلوی لباسش یکمی خیسه ... گفتم این چرا خیسه ؟ شروین گفت ماما بردمش تو دستشویی دندوناشو مسواک زدم!!!! پرسیدم  با چی؟ گفت با اون مسواک قدیمیه خودم اون آبیه!!! گفتم مامی جان اون مسواک شما بوده نباید دندونهای لی لی را با اون مسواک می زدی من برای لی لی یک مسواک مخصوص می خرم با اون مسواک بزن... برگشته می گه : اشکالی نداره ماما من اون مسواک و دیگه نمی خوام مال لی لی باشه!!!!!

   + سبک وزن - ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠

تو کی بزرگ شدی عزیزکم؟

داشتم لی لی را شیر می دادم و شروین هم رو تخت کنارم نشسته بود که یکهو خون دماغ شد.. لی لی را ول کردم و با شروین پریدیم تو دستشویی ... بالطبع لی لی زد زیر گریه... شروین همین طور که داشت خونها را می شست از رو صورتش بهم گفت: تو برو به لی لی برس...... عینا همین جمله...  به فارسی.

   + سبک وزن - ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠