سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

عاشورا

عاشورای ۷ سال پیش بود ....من نذر کرده بودم که به دسته ها در ظهر عاشورا شربت آبلیمو بدم ...اون سال برای چند ماهی ایران بودم  و تازه عروس هم بودم....۲-۳ هفته از عروسیمون گذشته بود.. صبح عاشورا بلند شدیم با دوستها و فامیلها  شربت آبلیمو را درست کردیم...رفتیم سر خیابون (فاز ۳ شهرک غرب) واستادیم منتظر دسته....  یک میز گذاشته بودیم روش لیوانهای یکبار مصرف با دستمال کاغذی دور لیوان.... خودمون هم دستکش یکبار مصرف دستمون بود و لیوان لیوان شربت آبلیمو به ماشینهایی که صف کشیده بودند میدادیم ...یک شیشه بزرگ هم برای دسته کنار گذاشته بودیم.... وقتی دسته از بالای فاز ۳ داشت میومد نمیدونید قلبم چه تالاپ تولوپی میکرد ....ما یکمی بالاتر از مسجد بودیم مطمئن بودم که می ایستند...لیوانها را چیدیم پر شربت کردیم و به رهگذر ها گفتیم شرمنده این لیوانها مال سینه زنها هستند.... کم کم دسته نزدیک میشد ....من جلوی یک آقایی که تقریبا از همه جلوتر بود را گرفتم و گفتم بفرمائید شربت میل کنید که ایشون به من گفتند که شما بفرمایید حجابتون را کامل کنید...بعد هم اضافه کردند که دسته ما از دست شما شربت نخواهد گرفت....

یکمی هاج و واج نگاش کردم ...یک نگاه به دوستام و خودم هم کردم...خوب منکه تازه عروس بودم یکمی آرایش داشتم بقیه هم قرتی بودند ...آستینهامون را هم زده بودیم بالا که شربتی نشه......موهامون هم یکمی معلوم بود....ولی این که ازمون شربت نگیرند دیگه زیادی بود....امام حسین نذر منو قبول کرده بود که من با حجاب ناکامل !!! واستاده بودم شربت میدادم...ولی نمیدونستم که اوستا چسک خان دسته هم باید تائید بکنه!!!! و اگر مورد قبول ایشون نیوفته نذر من ادا نخواهد شد!!!!!!!

گریه ام گرفته بود.....(تازه عروسها لوس هم هستند یکمی )..... لیوانهای آماده را دادم به مردم عادی که مثل امام حسین سختگیر نبودند....و کم کم جل و پلاسمون را اومدیم جمع کنیم که یک نفر از مسجد اومد گفت شربت اگر دارید بدید به ما دسته اومده شربت کم داریم....بهش ماجرا را گفتم ....خندید و گفت اشکال نداره بهشون میگیم که آخوند محل این شربتو فرستاده که به دلشون بشینه!!!!!!!  منهم برای اینکه اوستا چسک خان دسته صاف بره تو جهنم شربتو دادم به مامور مسجد که بده بهش بخوره.....

اینهم خاطره اولین و آخرین باری که بنده با دست خودم نذری دادم ....از سال بعدش باعاشقان امام حسین خشکه حساب کردم...

الان هم دارم برای خودمون شربت درست میکنم....بفرمایید شربت آبلیمو ....



   + سبک وزن - ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٥