سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

صندلی شکنجه

دیروز یک صندلی خریدم که روش میشه ورزش شکم کرد ...کلی سرهم کردنش طول کشید... وقتی درست شد عین یک شامپانزه سنگین وزن پریدم روش و شروع کردم به ورزش کردن..چند تا کش داره که وقتی روش نشستی سر صندلی را به قسمت نشیمنش نزدیک میکنه و قراره که تا ۲ هفته ۲۰ سانت از دور کمرت کم کنه ...منهم که کمر باریک با خودم گفتم ۲ سانت هم کم کنه من راضیم!!!!!! خلاصه جونم براتون بگه که از صبح تا حالا چار چنگولی موندم.... قرار بوده رو عضلات شکم اثر بگذاره ولی گردن منو ناکار کرده....اینقدر هم سخت سرهم شد که حوصله ندارم جمعش کنم برم پسش بدم......آخه یکی نیست بگه بی انصاف با پس گردن من چیکار داشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا از صبح هی میخورم تا مثلا شکمم پر باشه که بتونم مسکن بخورم...درد هم از گردن داره به پشت و کمر مهاجرت میکنه....دیدم رو حراج بود باز هم خر شدم خریدم...... گذاشتمش گوشه اتاق چشمم بهش میخوره تیغه پشتم یخ میکنه !!!!!!!!!!

صبح جناب مستطاب آجر جون داشت میرفت سر کار و زیر لب غر میزد که این هم به دکوراسیون اتاقمون اضافه شد!!!!!!!! خبر نداشت که من مثل قورباغه از تخت اومدم پائین ....از ترسم جلوش کمرمو صاف میگیرم و نفسمو تو سینه نگه میدارم که نفهمه چه بلایی وارد خونه شده!!!! بدبخت دیروز التماس کرد که نخرم ولی تو گوش من نرفت گفتم میخوام کمرم بشه مثل باربی ...هر چی گفت عزیزم از این کمر باریکتر بشی میشکنی گفتم نه تو حسودیت میشه که من خوش هیکل بشم!!!!!!!! خلاصه که آئینه دق برای خودم جور کردم.....

با اجازه از حضورتون مرخص میشم چون بیشتر از این نمیتونم پشت کامپیوتر بشینم....

   + سبک وزن - ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٥