سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

ماجرای زعفرانی شدن بي بی

 در جریان پاتی ترین شدن شروین خان معروف به بیبی ولنتاین که بودید؟؟؟؟  ایشان اینقدر در این زمینه به مهارت رسیده اند که بنده در حیرتم.... این ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم عین حقیقت است و من ثبتش می کنم تا آیندگان بخوانند و عبرت گیرند...

بی بی خانم که معرف حضورتان هست.... گربه چاق و لوس بنده را می گویم.... امروز جناب شروین خان با پوزخندی به اطلاع من رساندند که روی بی بی مادر مرده جیش کرده اند....من باور نکردم ...رفتم تو اتاق دیدم که زمین اتاق در جاهای مختلف خیسه ولی بی بی خشکه... حدس زدم که حتما دنبال بی بی می کرده تا رویش جیش کنه ولی تیرش خطا رفته و بی بی از دستش فرار کرده و ایشان هم شاشیده اند به زندگی...یکمی دعواش کردم و باهاش حرف زدم که دیگه نباید اینکارو بکنه به این دلیل به این دلیل به این دلیل..... و ازش قول گرفتم دیگه اینکارو نکنه و رفتم و موکتو شستم.... تا اینکه یک ربع پیش گفت جیش دارم و رفت تو دستشویی و با قیافه مشکوکی از لای در گفت مامان نیا تو... ما هم بچه مثبت حرفش و گوش کردیم و غلط کردیم و رفتیم تو اتاقمون....چند دقیقه بعد آجر زاده با لبخندی شیطانی به عرض ما رساندند که دوباره روی بی بی جیش کردند...  باور نکردم.... رفتم بی بی را چک کردم و دیدم بعله این دفعه تیره دوستمون خطا نرفته و بی بی خانم پشتش از پس گردن تا دم خیسه!!! شنگول و منگول خوابیده و خورخور هم میکنه ...انگار از این حموم نطلبیده بدش هم نیامده بود.... نمی دونستم چی بگم یا چیکار کنم از عصبانیت می لرزیدم در عین حال از خنده در حال انفجار بودم...شروین را بردم گذاشتم رو تختش بدون هیچ حرفی (حرفها را دفعه قبل زده بودم!!!!) ......به آجر زنگ زدم ماجرا را برایش تعریف کردم و ازش کمک تربیتی خواستم...به مدت ۳۰ ثانیه پشت خط تلفن سکوت عمیقی حاکم بود که یکهو ۲ تائیمون منفجر شدیم از خنده....آجر میگه عجب بچه شاهکاری دارم ...عجب خلاقیتی...عجب مهارتی ....عجب نو آوریی..

بعد که گوشی را گذاشتم یکمی آروم شدم...شروین هنوز رو تختشه و مشغول فریاد زدن که :مامان بگل بگل بگل (بغل) ......فانی نه...........فانی نه....(چون بهش گفته بودم این کار فانی (funny) نیست.... خلاصه دارم خل میشم...الان میرم میارمش پائین ولی فکر کنم باهاش حرف نزنم تا تکلیف اینکارشو باباش مشخص کنه.... اینهم از شب یلدای ما.......

یلداتون پر از انار و هندوانه باد....مال ما و بی بی که زعفرانی شد!!!!!!!

   + سبک وزن - ٩:۱۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٥