سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

کله پاچه

کله ام صد کیلوئه....

سینوسهام ملتهبه  فکر میکنم چرکی باشند..

وقتی دارند کله یک گوسفندو تو قابلمه برای کله پاچه بار میگذارن

به سینوسهاشم نگاه میکنند که مبادا چرکی باشند؟؟؟؟

به آجر میگم کجای چشمو دوست داری ؟

با بدجنسی میگه سیاهیشو ....خیلی لذیذه...

خدا را شکر چون اونجای چشم که قی میکنه

گوشه چشمه....بغل سفیدی ....

بعد هم غش غش می خنده....

نمیدونم برای چی؟؟؟؟؟

بعد که جلوی جمع اظهار فضل میکنم که

آجر گفته سیاهی چشم گوسفند خیلی لذیذه

همه غش غش می خندند....

نمی دونند که من تا حالا چشم گوسفند ندیدم....!!!!

بعضی وقتها که شنگوله برام ادای قیافه گوسفنده را تو قابلمه

قبل از طبخ ...در حین طبخ ....بعد از طبخ را در میاره...

که من میمرم براش...تو دلم قربون صدقه اون قیافه گوسفندیش میرم..

لبها جمع...فک بائین عقب...فک بالا جلو ...لپها تو .....چشمها بی حال...دماغ تیز..

بعد تو دلم میگم که لابد خانم میش هم همینجوری قربونه آقای گوسفند میره....

نوشین میگه سیرابی شیردون

مثل حوله و جوراب می مونه...

در مورد جوراب عرضی ندارم..اما

آخه کی حوله را با آبلیمو و نمک می خوره؟؟؟

مخصوصا اگر نفر آخری که ازش استفاده کرده من باشم؟؟؟؟

بعد از یک فین گنده....و شستن دستها ...

خشک کردن صورت ودماغ با حوله ...

یواشکی چلوندن دماغ مربوطه لای حوله...

یعنی دارم خشک می کنم دماغ رو...

مخصوصا اگر یکمی چرکی باشه...

ولی همه میدونند که یکمی از محتویاتش

میره لای حوله...

سینوزیتی ها بهتر میفهمن من چی میگم....

حالا بیا آبلیمو و نمک بزن

با اشتها بزن تو رگ....

سر دولت ...نرسیده به سینما فرهنگ ازون خوبهاش داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

   + سبک وزن - ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٥