سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

تلویزیون جام جم

 

۱-یکی از مجریهای تلویزیونهای ۲۴ ساعته لس آنجلس دیروز به یک بنده خدایی می گفت: من نگفتم ملت بروید دیدن آقای بیات گفتم اگر از خیابان شریعتی رد شدید و بیمارستان ایرانمهر را دیدید از پنجره ماشینتان برای آقای بیات دست تکان دهید ( قابل توجه عزیزانی که به ایده ویلونیست پشت در اتاق بیمارستان من می خندیدند!!! ایده را حال کن!!!!)

۲-همون مجری نازنین به همون بنده خدای گردن کج گفتند: از وقتی برنامه من رفته روی ایر یعنی از پریروز آقای رئیس جمهور ۲ نفر را مامور رسیدگی به پرونده آقای بیات کردند (بابا دمشان گرم با اینهمه نفوذشان ...باز بیایید بگویید مرگ بر آمریکا.....)

۳- ایشان ادامه دادند بنده پول برای آقای بیات جمع نمی کردم پول برای تلویزیونم در برنامه ای که گفتم آقای بیات مریضند جمع می کردم ( ooops.......بنده فقط قصدم این بود که مردم با آقای بیات بای بای کنند همین و بس ...شنونده باید عاقل باشه!!!!)

۴-اضافه کردند مردم زنگ می زنند از من شماره بیمارستان ایرانمهر را می خواهند (از تو مطلع تر نبود؟؟؟)  منهم از تلویزیون شماره را اعلام کردم ( که اگر پروژه بای بای نگرفت خطوط تلفن بیمارستان ایرانمهر به باد فنا بره!!!!!)

۵- گفتند: تقصیر من است وقتی یک موسیقیدان تنها رو تخت بیمارستان افتاده مردم را مطلع می کنم تا عزیز هنرمندی فراموش نشود  ( دستت درد نکنه وگرنه ما همه فراموش کرده بودیم!!!) و فرمودند که  پشت دستمو داغ می کنم که دیگه از اینکارها نکنم ( اینکه غلط کردن نداره عزیز؟؟؟؟؟)

۶- در خاتمه فرمودند همه باید بیائید ازمن تشکر کنید برای این اقدام فرهنگی و اضافه کردند من اون مادر ..... که شماره تلفن دستی منو به تو داده پیدا می کنم و به عزای ننه اش می نشانم!!!! پدر تو یک نفر را هم توی تلویزیونم در میارم!!!! ( دارم از وحشت سکته می کنم!!! من نه بابا ...اون بنده خدای گردن کج!!!!!)

پی نوشت : خدا شاهده عین سخنان نغز ایشان را نوشتم!!!!!

پی نوشت ۲: امروز که آروم تر بودم دوباره این پست را خوندم و دیدم که عفت کلام را رعایت نکردم!!!!!!! مجبور شدم خود سانسوری کنم که از این کار هم به شدت بدم میاد!!!!!  لطفا ازمن نخواهید که سخنان دوستمون را هم سانسور کنم!!!!!!!!

   + سبک وزن - ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٥