سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

هری پاتر

هری پاتر نازنین من....دیشب شاهزاده دورگه را تموم کردم نتیجه اش این شد که ساعت ۲:۳۰خوابیدم و ۱۲ظهر با سردرد بیدار شدم....۴ تا کتاب اول هری پاتر را ورق به ورق بوئیدم و بوسیدم..تا رسیدم به محفل ققنوس...شبی که محفل ققنوس می خواست وارد بازار بشه barnes and noble که یک کتابفروشی زنجیره ای است از ساعت ۷شب برنامه داشت ساعت ۱۲ شب به قول اینجایی ها کتاب قرار بود release بشه....کتاب فروشی را تزئین کرده بودندو دم در به همه کلاه و شنل جادوگری می دادند و همه از تو کلاه گروه بندی گروهشان را در می آوردند من افتادم تو هافلپاف با کمال شرمندگی!!!!! یک قسمت برای کوچیکترها هری پاتر می خوندند یک قسمت مسابقه بود ...یک جا هم گروه های منتقدین کتابها را نقد می کردند و ما هم با شنل و کلاه اون وسط قدم می زدیم... من محفل ققنوس را به زبان اصلی اونشب نخریدم چون بقیه کتابها را ترجمه خونده بودم می ترسیدم خیلی از اصطلاحهاشو نفهمم مثلا مرگ خوار یا ورد ها  یا چیزهای دیگه....وقتی محفل ققنوس از ایران به دستم رسید آی خورد تو ذوقم آی خورد تو ذوقم.....در عرض ۵ روز ۳ جلدشو خوندم از بس چرند بود شاید هم چون هفته قبل از زایمانم بود می خواستم زودتر بخونمش برم بزام!!!! ولی واقعا چرند بود... مخصوصا مترجم عزیز ما ها را سورپرایز کردند و وردهاشو ترجمه نکردند و گذاشتن ما خودمون حدس بزنیم ورد اصلی بشکنج یا اجی مجی لا ترجی چیه....دستشون درد نکنه!!!!! و هیچکس جز خانم مترجم نمی فهمید کی چی می گه!!!! آدم همه چیزو که نباید تو ضیح بده خواننده باید عاقل باشه!!!! اونقدر حالم گرفته بود که هر چی فحش بود با شکم پر به نویسنده و مترجم دادم!!!!! شاهزاده دورگه را اصلا نمی خواستم بخونم بد جوری از لحاظ روانی آسیب دیده بودم!!!!  تا بالاخره تابستون خریدمش هفته پیش با سلام و صلوات شروعش کردم و دیشب هم تموم شد...خیلی از محفل ققنوس بهتر بود ...دوباره این عشق جادویی سرشو از رو قلبم بلند کرد!!!!!!

می خوام بدونم چند نفر مثل من برای دامبلدور اشک ریختند؟؟؟؟ وقتی فینیکس می خوند صداش تو گوشم می پیچید و همش فکر می کردم با اشک فینیکس دامبلدور بلند می شه....ولی مثل اینکه جی رولینگ گفته که دیگه دامبلدور رفت... چی به سر چوب دستیش اومد؟؟؟؟

الان از میگرن چشمهامو نمی تونم باز نگه دارم...نمی دونم از بد خوابیه یا برای اشکهاییه که برای دامبلدور ریختم یا دوتاش......

   + سبک وزن - ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸٥