سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

ضربت خوردن

 

اولین باری که من و آجر همدیگرو دیدیم شب ضربت خوردن بود...چه ضربتی خوردیم ۲ تائیمون!!! ۱۲ سال پیش...اون موقع ماه رمضون تو بهمن بود... من روزه بودم و احتمالا برای همین حاجتمو گرفتم!!!! از من به شما نصیحت دیگه دهن روزه از خدا هیچی نخواهید!!!!!

من ترم آخر پرستاری بودم و آجر فیزیوپاتو...کلاس ۲۰۶ دانشگاه آزاد واحد پزشکی!!!!

 رفتم دوستامو تو گروه تئاتر ثبت نام کنم گرفتار شدم... چه مبارک سحری بود و چه آشفته شبی.....

خلاصه که آجرم :  عاشقیت بد دردیه!!!!!

 

   + سبک وزن - ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٥