سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

بی بی خانوم

دو شب پیش بی بی خانوم ( گربه ١٢ ساله منزل ) در جریان یک تعقیب و گریز با سگ همسایه رفت بالای درخت و بعلت کهولت سن نتوانستند بیان پایین و تقریبا همه خانواده تا ساعت ١١:٣٠ شب با یک نردبام دم خونه علاف خانوم بودیم و کار داشت به آتش نشانی و این حرفها می کشید که بالاخره به هوای اسنک مورد علاقشون تمطیع شدند و اومدن پایین.
دیشب دیر وقت از مهمونی برمی گشتیم دیدیم خانوم خانومها رو چمن جلوی گاراژ نشسته منتظر ... هرچی چراغ می زنیم برو کنار می خواهیم ماشین را  پارک کنیم تکون نمی خوره!! یکهو کاوه گفت اه اه اه این چیه جلوش؟ پیاده شدیم رفتیم جلو دیدیم بله ، خانوم به نشانه تشکر یک موش خرما ١۵ سانتی متری گرفته و منتظر ما نشسته تا بهمون با افتخار بگه مرسی که نجاتم دادید این موش خرما هم برگ سبزیست تحفه درویش!!! بعد که جیغ و داد ما رو دیده مات و مبهوت نگامون می کنه که چیه ؟ موش دوست ندارید؟ دفعه دیگه مارمولک بگیرم براتون؟؟؟
امروز هم از صبح اومده تو خونه قیافه نادم و پشیمون گرفته هر کاری هم می کنیم نه برمی گرده تو گاراژ نه میره تو کوچه! خدا رحم کنه آلزهایمرش زده بالا!!

   + سبک وزن - ٧:٠٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳