سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

پزهای غصه نما....

یادمه اون اوایل که اومدم اینجا یک آدمی را می شناختم که در هر برهه از زمان زندگی من پز یک قسمت از زندگیشو می داد بهم ولی اصطلاحا پز غصه نما یعنی ماهیتش پز بود ولی قیافه اش غصه!!!! ...مثلا وقتی من ازدواج نکرده بودم و باهم می رفتیم کتابخونه درس بخونیم من تا 11 شب می رفتم کتابخونه ولی اون باید زودتر می رفت خونه تا شام شوهرشو راست و ریس کنه بعد هر روز بهم می گفت خدا انشالله نصیب تو هم بکنه تا ببینی من چی می کشم باید تازه الان برم شوهر داری ولی تو می تونی اینجا بمونی و درس بخونی!!! ( با لهجه نخود داغ روی زبون بخوانید!!!) یا مثلا وقتی من ازدواج کردم و کاوه اومد یک آپارتمان فسقلی داشتیم بعد یک روزهایی بهش که زنگ می زدم می گفتم داری چیکار می کنی؟ با ناله می گفت دارم گاراژ خونه را تمییز می کنم خدا انشالله یک خونه گاراژدار نصیبت کنه تا ببینه من چی می کشم!!!! بعد بچه دار شد ازش می پرسیدم خوبی؟ می گفت دارم با بچه بازی می کنم خدا انشالله نصیبت کنه تا ببینی من چی می کشم!!!! بعدش من بچه دار شدم و شروین را 3 ماهگی گذاشتم پیش باباش و برگشتم سرکار برای یک روز با شروین بودن و اینور اونور بردنش و بازی کردن باهاش دلم ضعف می رفت بعدش مثلا یک روز گرم تابستون که شروین با باباش خونه بود و من سرکار زنگ می زد سرکار من و ناله می کرد که از صبح تا حالا کنار استخرم تا بچه ام بازی کنه تو آب پدرم در اومده دارم می میرم از این آفتاب گرفتن و استخر و غیره.... بعد خدا بچه دوم را که دختر بود بهش داد ( اولی پسر بود) ناله ها برای اینکه دخترها زبل تر هستند و پدر منو در آورده و خدا یک دختر نصیبت کنه تا ببینی من چی می کشم شروع شد!!!! بعد بچه های اون بزرگ شدن و ایشون پارت تایم رفتند سرکار ناله ها شروع شد که خدا انشالله نصیب تو هم بکنه که برگردی سرکار و ببینی من چی می کشممممممممممممممممم!!!!!

حالا قضیه ناله های من است از صبح بلند می شم غر می زنم که امروز شروین و لی لی کجا ببرم حوصله اشون سر نره!!!! کنار دریا ؟ استخر؟ لگو لند؟ سن دیه گو زو؟ سی ورلد؟ عوض خدا را شکر کردن غر چرند می زنم... امروز هم دست از دهن کشیدم و گفتم خدایا کی می شه اینها را بگذارم مدرسه برم سرکار!!!!

آدمیزاد ناشکر است به خدا... تموم زندگیم به خودم قول دادم از لحظه هایی که براشون آرزو کردم لذت ببرم حالا ناله می کنم و شبیه اون دوستمون پزهای غصه نما می دم و خجالت هم نمی کشم....

یک دوست دیگه هم دارم که وقت بشه از پزهای غصه نما اونهم براتون می گم...

شما از این پزهای غصه نما سراغ ندارید؟؟؟

پی نوشت: شوهر خاله ام به این مدل پزها می گفت : " نق نق خوشی!!!! "

   + سبک وزن - ۱:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ تیر ۱۳٩۱