سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

همینجوری

دم استخر نشستم. شروین کلاس شنا داره. معلمش یک ٧-٨ سالی از خودش بزرگتره. .. یک دختر ٣-۴ ساله این گوشه با مربیش هست و از ته گلوش داره فریاد میزنه!!!!  تابستون اومده و باید هر روز یک جوری سر شروین را گرم کنم وگرنه از صبح تا شب پای کامپیوتر و وی و اکس باکس و تلویزیون است. فعلا با شنا شروع کردیم اگر هفته دیگه توی تیم فوتبال انتخاب بشه هفته ایی دو سه روز هم اونجا سرش گرمه. ایکاش دو تا بچه پشت سر هم داشتم تا اینقدر این بچه تنها نبود! حالا خوبه لی لی هست و بعضی وقتها سرشون بهم گرمه. کلاس شروین ۵ دقیقه دیگه تموم میشه و اگر بخوام این نوشته را پست کنم باید الان از حضور انورتون مرخص بشم!!!!

   + سبک وزن - ٥:۱٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱