سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

هفت تاییهاش..

1- مرسی از تبریکات تولد... واقعا ممنونم... اینهمه محبت را هیچ جوره نمی شه جبران کرد...

2-دختره از درد دندون بیچاره شده , ایبوبروفن بهش دادم خورده بی موقع خوابیده... دو سه روز دیگه 14 ماهش می شه و هنوز کشکی پشمی راه می ره... یعنی امروز حال بکنه 3 تا طول خونه را بدون کمک می ره فردا حال نکنه کو...نش و از رو زمین بر نمی داره... حرف حرف خودشه.. از نوزادیش همین طور بود..

3-امروز توی فیس بوک اصلی خودم برای یکی از دوستان یک پیغام گذاشتم و پشت بندش یکی از دوستان دوستم نوشت که تو همون نگار سبک وزنی ؟؟؟ و خلاصه خیلی ابراز لطف کرد و منو شرمنده کرد و بعدش هم یکی دیگر از دوستان دوستم گفت که سبک وزنی؟ من وبلاگتو می خونم و من از خوشی در پوستم نمی گنجیدم که واقعا آدمهایی هستند که این دنیا نوشته های منو می خونند و باهاش ارتباط برقرار می کنند...واقعا این وبلاگ به عشق خوانده شدن نوشته می شود... نظرات شما برام مهمه ... از این که می خونید اینجا را ازتون ممنونم... از این که هر از گاهی یکی از خاطراتی که براتون گفتم را برایم می گویید ازتون ممنونم..باور کنید که این " اند عشقه "

4- دختره بیدار شد... 3 تا بقیه باشه پیشکشتون..

   + سبک وزن - ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠