سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

همین جوری...

تلویزیون داره شو جدید اندرسون کوپر را نشون می ده... بحث در مورد اینه که از موفق نشدن نترسید از ریجکشن نترسید و این حرفها... اندرسون می گه اگر کاری را که مورد عشق و علاقه اتون است ولی درآمد کمتری داره در مقایسه با کاری که دوست ندارید ولی درآمد بیشتری داره انجام بدهید طبعن در کار اولی موفق تر خواهید بود چون ساعت طولانی تری در روز کار خواهید کرد بدون خستگی چون کاری که انجام می دهید را دوست دارید و در حقیقت به کارتون به عنوان تفریح نگاه می کنید...

یاد روزهایی افتادم که توی اون اتاق عمل کوفتی رادیولوژی کار می کردم ... نیمه وقت بود از ساعت 8 صبح می رفتم تا 2:30 بعد از ظهر.. ولی هر دقیقه اش مثل یک سال می گذشت بسکه کار مزخرفی بود از بس همکارام غیر حرفه ایی بودن ... یک مشت بچه جغل تازه از کالج بیرون اومده که فرق ا...ن و گوشت کوبیده را در مبحث رادیولوژی و پزشکی نمی دونستند...وقتی به امید خدا بعد از یکسال بیگاری خدا بنده را از آن گوه عظیم نجات داد و به کار اصلی خودم که کیس منیجری و دیس چارج پلانینگ برگشتم هم ساعت کاریم بیشتر بود و هم استرس کاری ولی از هر دقیقه اش لذت می بردم و دو سال با عشق صبح از خواب پاشدم و با لبخند روزم را تموم کردم... روزهایی هم بود که می خواستم کله ام را بکوبم به دیوار ولی به خاطر سختیها و چلنجهایی بود که کارم داشت نه به خاطر حرفهای خاله زنکی یک مشت جغل پغل...

نمی دونم چرا رفتم تو اون روزها... شاید دلم برای کار کردن تنگ شده... شاید این روزها بیشتر به این فکر می کنم که کی برگردم سرکار.. قبلا هم گفته بودم خونه نشینی حتی اگر کار فول تایمی مثل مادری داشته باشی  با همه لذتهایش کار خیلی سختی است سختتر از هرکار دیگر...

   + سبک وزن - ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠