سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

افکار من

 

هر روز با یک عالمه فکر و ایده جدید از رختخواب میام بیرون ....برای خودم dead line میگذارم .. برنامه ریزی می کنم... تو فکرم صد مدل رزومه جدید می نویسم.. بعد می رم تو آشپزخونه ....همین جوری که دارم شیر بی بی ولنتاینو گرم میکنم ساعت کاریمو تو اپلیکیشن خیالیم می نویسم فول تایم.... بعدش پسرک و عوض می کنم ...خوب حالا فول تایم هم نشد پارت تایم هم بد نیست ۲۴ ساعت در هفته هم کافیه....همین جوری به پیازها که دارند طلایی می شن ذل میزنم... ۲۰ ساعت هم خوبه سرم گرم میشه...گوشتو که اضافه می کنم تلفن زنگ میزنه ...آره دنباله یک کاره پارت تایمم ۱۵ ساعت در هفته هم کافیه .....تلفنو که میگذارم پسرک می پرسه ای تیه؟؟؟ به لاک پشت تو تی وی اشاره میکنه می گم لاک پشت همون موقع دختره تو تی وی میگه sea turtle ...پسرک با عصبانیت میگه لا پو  NO .,سی تو تو...می رم رو اینترنت دنبال کار....با خودم میگم برای اینکه بی بی ولنتاین فارسیش تکمیل بشه مهد نباید بگذارمش ....تو اپلیکیشن می نویسم every other weekend ...با خودم میگم حالا پیشه باباش میمونه چه اشکال داره؟؟؟؟.... با دست ها و دهنه چسبناک میاد طرفم لباشو غنچه می کنه می گه مامان بوس.... تو دلم میگم بگذار سه سالش بشه بعد راجع به کار کردن فکر میکنم......

 

 

   + سبک وزن - ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٥