سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

تخم کفتر

 

این سفر ایران ما علاوه بر لطف و صفایی که داشت کلی هم ازاین خاله خان باجی های محل راجع به بچه داری و رشد و تکامل و غیره مطالب آموزنده ایی آموختم. تقریبا هر کی این بی بی ولنتاین مارو می دید یک نظری می داد. .... این پسرک ما دو سال و نیمشه و هنوز تو دایپره هنوز با شیشه شیر می خوره و از همه بدتر هنوز به طوره کامل حرف نمیزنه....نچ نچ نچ!!!!!!!! خلاصه یک بچه فینقیلیه به تمام عیاره هنوز!!!!
یکی از این حرف مفت زنهای حرفه ایی محل تقریبا شب دوم یا سوم بود که حاله منو گرفت.  اصغری ۹ ماه از پسرک من بزرگتر بود حرف میزد و جیششو می گفت و غذا میخورد و خلاصه کلی آقا و با شخصیت و باهوش بود!!! البته به نظره ننه اش!!!! خلاصه ننه اصغر بنده را دم توالت گیر آورد و از هنرهای اصغری و مادر نمونه بودنش به من پزها داد!!! آخرش پا را فراتر گذاشت و گفت این اصغری ما اینقدر با هوشه که در ۹ ماهگی مثل بلبل حرف می زده و می گفته ننه من اه کردم بیا منو عوض کن!!!!! و در میان افاضات خود اضافه کردند که بنده هم بهتره که بروم برای پسرک بی هنرم تخم کفتر بخرم تا زبانش باز شود!!!!  بنده هم با دهانی باز همانطور که مسخ فرمایشات ایشان بودم پرسیدم از کجا ؟؟ فرمودند از تجریش!!!!!
فکر کردم شوخی می کنه ولی با صدایی محزون بهم گفت درست میشه عزیزم غصه نخور!!! و منو هاج و واج دم در توالت ول کرد و رفت!!!!!
خلاصه ما نفهمیدم این عزیز چطور هوش و حرف زدن را بهم وصل کرد!!!!!! اگر هوش و حرافی با هم قرابتی داشته باشند بنده که خدای مخ زنها هستم باید نابغه  می بودم که نیستم!!!!
با چند تا از دوستام راجع به این قضیه نشستم حرف زدم.....نوشین می گفت علی قبل از اینکه جمله بسازه جدول ضرب و می دونسته....الهام می گفت دانیال قبل از اینکه بتونه ۱۰ تا کلمه را بگه از قله دیزین جفت میومده پائین و چرا راه دور بریم همین بی بی ولنتاین من در سن یکسال و نه ماهگی چهار چرخه بچه های ۴ ساله را که زنجیر و ترمز داشت و براش یک متر بزرگتر بود را طوری می راند که من باید دنبالش می دویدم و  پازلهای ۲۵ تا ۳۰ قطعه را درست میکرد.  حالا چون بعضی بچه ها دیر حرف می زنند خنگند؟؟؟؟؟؟؟
آخه بابا جون هر بچه ای خودشو تو یک چیز جلو می اندازه یکی تو حرف زدن یکی تو مهارتهای جسمی یکی تو ریاضی و بالاخره همه تقریبا تو ۵-۴ سالگی به اون مهارتهای اولیه برای زندگی می رسند....حالا هر کی تو یکیش از دیگری بهتره برای همین یکی ورزشکار میشه یکی سخنران یکی مترجم ۵ زبانه یکی ریاضیدان ..... آخه بابا چرا همه چیزو بهم وصل می کنیم ما؟؟؟؟ چقدر چرت و پرت چقدر اراجیف؟؟؟؟؟؟
دلم برای اون بچه هایی می سوزه که ننه هه برای اینکه جلوی ننه اصغر کم نیارند حرفشو گوش می کنند و میروند تجریش و تخم کفتر به خورد بچه دو سال و نیمشون می دهند....حالا دیگه بچه اگر سالمونلا گرفت تقصیر خودشه دندش نرم می خواست خنگ نباشه!!!!!!

 

   + سبک وزن - ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ مهر ۱۳۸٥