سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

کسل بازی...

یکشنبه گندمها را ریختم تو آب امروز هم ریختمشون تو ظرف...خدا کنه که تا شب عید حداقل یکمی سبز بشوند... خونه ام تمیز نیست حوصله ندارم...یک جارو پارویی کردم ولی حال بساب بمال ندارم از بس که کم خوابم...امشب هم چهارشنبه سوری است و کاوه تا ١٠ شب کار می کنه و ما هم تصمیم داریم از روی فندک بپریم!! کرونا دلمار ( لب دریا که همه ایرونی ها می روند) هم نمی ریم به علت دوری راه و دود زیاد که برای بچه ضرر داره... دلم لباس عید می خواد... لی لی و شروین لباس نو دارند فقط من و کاوه نداریم...شاید رفتم امروز برای خودمون لباس عید خریدم...

خوابم میاد...همین.

   + سبک وزن - ۳:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩