سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

همینجوری

 

امروز صبح بی بی ولنتاین در حالی که فقط یک دایپر اونم از نوع پرش پاش بود کفشهاشو برعکس پاش کرد و تصمیم گرفت با سه چرخه مسخره اش با باباش بره سره کار......دل من و آجر براش ریز ریز شد!!!!

طفلکی بچه ام ایران که بود روزی ۲۰ نفر فامیل جدید می دید...مخصوصا این آخریها که بنده ۴-۳ منبره شده بودم....این چند روزه که اومدیم بغیر از من و باباش هیچکی را ندیده و هر روز با من خوش اخلاق تو خونه تنهاست....تازه ساعت ۶ عصر که میشه می زنیم تو تیپ و توپ همدیگه و از هم یک گرد و خاکی میگیریم....چه می دونم درگیریهای اخلاقی و فرهنگیه که آخرش منجر می شه به تایم آوت اون و عذاب وجدان من!!!!

خدا یک صبری به من و بی بی و لنتاین بده تا دوباره به وضع موجود عادت کنیم و زندگیمون از حالت مسافرت به روتین برگرده...الهی آمین.

 

   + سبک وزن - ٧:٥٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ مهر ۱۳۸٥