سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

برای ثبت در تاریخ

امروز ١٢ آبان مصادف با ٣ نوامبر من دقیقا ٣۶ هفته و ۵ روزم هست... سه هفته و ٢ روز تا دوو دیتم دارم که ٢۶ نوامبر است یعنی ٢٣ روز دیگه ولی چون زایمانم طبیعی خواهد بود به امید خدا دقیقا نمی دونم که این لی لی خانوم کی تشریف فرما می شوند ...جمعه این هفته ٣٧ هفته می شوم و اصطلاحا فول ترم برای همین هر موقع بعد از جمعه بیاد قدمش روی تخم چشم ما!!!!

اتاقش آماده نیست  یعنی سرویس تخت و کمد که از شروین بهش رسیده ولی ست پتو ملافه و پرده و آباژور تابلو و غیره را آن لاین سفارش دادم که تا ١٠ روز دیگه می رسه به امید خدا شاید هم زودتر... البته مهم نیست چون مطمئنا تا ٢-٣ هفته اول روی تخت خودش نمی خوابه... برای اتاق خواب خودمون و طبقه پائین دو تا از این پارکها که روش تشک می خوره گرفتم که یکی را می گذارم دم تخت خودمون ( یکطرفش میاد پائین و هم سطح تخت خودمون می شه یعنی بچه در عین اینکه رو تخت ما نیست ولی چسبیده به من برای شیر دادن و این حرفها) یکیش را هم میارم پائین توی هال برای مواقعی که پائین هستیم... لباس به مقادیر زیاد هم کادو گرفته هم ننه دیوونش براش گرفته.... شیشه شیر و پستونک و شیر دوش و غیره هم گرفتم... شنبه هم خاله مارمول و عمو میمونش براش یک نی نی لای لای گرفتند (تو ایران می گفتند نی نی لای لای اون زمونها اگر اشتباه نکنم) ... وان حمومش را خاله مریمش گرفته.... صندلی ماشین و کالسکه اش هم آماده است...هنوز یک چیزهای ریز میز لازم داره که ضروری نیست مثلا وایپ وارمر ... یادمه سر شروین نصف شب که می خواستیم عوضش کنیم این دستمالهای خیس را که می زدیم بهش چون سرد بود از خواب می پروندش حتما برای لی لی خانوم این دستگاه را می خرم که دستمالهای خیس را گرم نگه می داره و بچه یک متر از جاش نمی پره وقتی که داری تمیزش می کنی..یک دستگاه بخور هم لازم داره چون اینجا هوا خشکه خیلی.... یک تاب هم لازم داره که اونهم تا دو سه هفته اول احتیاج نداره... آهان یکی از میزهایی که کنار تخت بچه می گذاری و روش بچه را عوض می کنی هم می خواد... البته هر دفعه که می رم بیبی ز آر آس لیستم طولانی تر می شه ولی چیزهایی است که بعدا به دردش خواهد خورد مثل صندلی غذا روروک و غیره ...

از احوالات خودم بگم که هنوز به شدت با خوردن مشکل دارم به علت حالت تهوع و اسید ریفلاکس ( همون ترش کردن خودمون)  و تا امروز که رفتم روی وزنه یک چیزی بین ۶-٧ پاند که می شه تقریبا ٣ کیلو وزن اضافه کردم ( در مقایسه با وزن قبل از بارداری) ... برای ثبت در تاریخ باید بگویم که مثل این ها که شپش دارند تمام مدت مشغول خاراندن خودم هستم و جوشهای ریزی به علت بارداری و هورمونی روی پام و شکمم و پهلوهام و آرنج و دستم و غیره زدم که پدرم را در آوردن ولی  هیچ چاره ایی برای از بین بردنشون وجود نداره فقط یکسری مواد گیاهی خارششون را کمتر می کنه....اصولا با اینکه در مقایسه با حاملگی قبلی سبکتر هستم و رو پا تر ولی حالم خیلی خوش نیست... شروین اذیتش کمتر بود حالا نمی دونم جوون تر بودم یا هفت سال پیش بوده یادم رفته یا هر چی ولی اینقدر سخت نبود... امیدوارم وقتی که خانوم خانومها بیاد بیرون جبران این سختیها را بکنه و دختر خوبی باشه حداقل مثل شروین کم خواب نباشه....

دیگه چی بگم؟؟؟؟ دیگه همین... اگر شما چیزی یا سوالی به ذهنتون رسید که برای ثبت در تاریخ مناسب بود تو کامنتها یادآوری کنید جواب می دم....

   + سبک وزن - ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٩