سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

وراجی

۱- می خوام یک کار انقلابی بکنم.... می خوام رو دست ویولت و بقیه برو بکس بلند شم...می گید نمی تونم؟ بشینین و نگاه کنید!!!! البته به نظر من همین جوری که نشستید لطفا دست رو دست نگذارید!!! بروید و به وبلاگ محبوبتان که همانا وبلاگ بانو سبک وزن است رای بدهید.....کجا؟؟؟؟ اینجا...... کلیک کن مادر ...گاز نمی گیره... کلیک کن.... مگه بانو سبک وزنتان دل ندارد؟؟؟ باید التماستان کنم؟؟؟؟ با یک کلیک دل یک بچه سید در غربت را شاد می کنید...اینقدر سخته؟؟؟

۲-هفته پیش من و شروین داشتیم بازی می کردیم شروین همین جوری که موهای منو از رو صورتم کنار می زد گفت: مامان نیگار تو خیلی خوشگلی!!!!!!! ... منهم خودمو لوس کردم و گفتم اگه خوشگلم پس برای چی ددکاوه هر وقت از جلوی ویکتوریا سیکرت رد می شیم بهت می گه بریم مامانو پس بدیم به جاش یکی از این مامانها بخریم؟؟؟؟؟؟؟؟ شروین با قیافه عصبانی گفت: ددکاوه خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی جوکینگ ویت یو!!!!!


۳- بنده بروم شروینو بخوابونم و برگردم خدمتتون شما هم تا وقت دارید بروید به من رای بدهید و برگردید....

 

   + سبک وزن - ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧