سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

کت بی ناموس

خوب باید یک چیز جدید بنویسم تا مطلب پائینی شوت بشه و سوت بشه و بخار بشه بره هوا...اون مطلب پائینی هیچ مخاطب خاصی که اینجا را می خونه نداره!!!! بنده و جناب مستطاب آجر و جناب بیبی ولنتاین و بی بی خانم در کمال صحت و سلامت و عشق در کنار همیم... یکمی خواستم به در و همسایه غر بزنم که همه را نگران کردم...ببخشید!!!!
پریشب هوا سرد بود و بی بی (گربه چاقه) را گذاشتم بودم تو گاراژ ...صبح که می خواستم از گاراژ ببرمش تو حیاط از دستم در رفت و من بدو بی بی بدو تو خونه... در گیر و دار این کشمکش من سر بی بی داد زدم که ای بی بیه بیشرف بی ناموس کجا در می ری... که جناب شروین خان فرمودند: مامان نیگار خوشم نمی یاد به بی بی می گی کت بی ناموس!!!! ( اصلا نمی دونه بیشرف بی ناموس یعنی چی!!!!!!) گفتم مامی جان من به بی بی گفتم کت لالابوس!!!!! گفت هر چی گفتی خوشم نیومد!!!! می خوام با بی بی نایس باشی...می خوام با بی بی فرند باشی!!!!!
خلاصه کت بی ناموس ما وکیل وصی پیدا کرده!!!!!!!!!!!!!!!

   + سبک وزن - ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦