سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

هفت تائیهاش

۱-این لعنتی هنوز موقع تایپ برک دنس می رقصه یا به قول قدیمها برک میزنه!!!! راستشو بگید چند نفر از شما سالهای هشتاد به برک می گفتید برییک یا بیریک؟؟؟؟؟؟ جوادیهاش صلوات.

۲- دو روزپیش شروین می گه مامان نیگار دودولم درد می کنه؟؟؟ ( لوس می کرد خودشو) می گم : چرا مامان به جایی خورده ؟ می گه : نه با itself درد می کنه ! ( فکر می کنم منظورش خود به خود بود یعنی جایی نخورده!!!!!)

۳- دیروز یکی از دوستاش که یک دختر نازه که ۳-۴ سالی هم ازش بزرگتره مهمون ما بود تا جا داشتند باهم آتیش سوزوندند .....با گچ تمام زمین حیاط را لی لی کشیدند و نقاشی کردند و کثافتکاری کردند و آخرش هم دوتایی تصمیم گرفتند که با دوچرخه از روی گچها رد شوند تا گچها تبدیل به پودر های رنگی شود....اولش که با تصمیمشون مواجهه شدم یکمی رگ بی انصافیم جنبید که بابا نکنید گچها حیفن و از این فکر ها که یکهو با خودم فکر کردم اگر من هم همسنشون بودم همین کار و می کردم به این نتیجه رسیدم که بهتره این ایده ناب را عملی کنن...فقط ازشون خواستم گچهای بزرگتر  که هنوز قابل استفاده بودند را جمع کنن و ترتیب گچهای کوچیکتر را بدهند....بعد از کلی بازی با کمک همدیگر حیاط را شستیم و اومدیم تو ...نه خانی رفته نه خانی اومده.... فایده این همه بکن نکنی که بعضی مامان بابا ها راه می اندازن چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ( روح خانم شین یکدفعه در جلدم حلول کرد!!!!)

۴-همون دوست شروین داشت راجع به مدرسه اش برام حرف می زد که یکی از دوستاش باهاش قهر کرده چون فکر کرده تو مدرسه این ازش تو صف جلو زده و از این حرفها همیین جوری که داشت با هیجان ماجرای دعوا را تعریف می کرد شروین پریده وسط حرفش و می گه : you just need to say I am sorry. that 's all

۵- دیروز تو ماشین شروین داره بستنی می خوره ...می گه : مامان نیگار بخاری رو خایومش (خاموش ) کن ...اگر بخاری یوشن (روشن) باشه بسیس( بستنی) من زودتر melt می شه!!


۶- دلم برای دبیر فارسی سال چهارم دبیرستانم تنگ شده ( آره بابا جون ما نظام قدیمی هستیم !!!!) کسی بین شما خانم خزاعلی را می شناسه؟؟؟ کسی ازش خبر داره؟؟؟ اگر کسی می شناسدش می شه سلام منو بهش برسونه؟؟؟ فقط بگید نگار مدرسه هاجر یادشه .... دیپلمه ۷۰ ...مطمئنم یادشه... دلم خیلی هواشو کرده..


۷- شماره هفت این هفته؟؟؟؟؟یک عروس به عروسهام اضافه شد این یکی اسمش یاسی خانمه و شنبه پیش به دنیا اومده....قدمش که مبارکه ...به مادر عروس و پدر عروس خانم هم تبریک می گم که ما به سلامتی دو تا دختر ازشون می بریم !!!

   + سبک وزن - ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦