سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

هفتگانه های من......

۱- تو کلاس شروین یک اتاقی است که توش صندلی نیست و فقط به در و دیوارهاش نقاشیهای رنگی است اسم این اتاق Thinking room است ....معمولا در روز یکساعت می روند تو این اتاق و مثلا فکر می کنند.... امروز ازش پرسیدم شروین مامی دیروز رفته بودی تو thinking room چیکار کردی به چی فکر کردی عزیزم؟؟؟؟ گفت :

  Dirooz I goozid too thinking room

البته با عرض پوزش از کلیه خانمها و آقایون مودب محله!!!!!!!

۲- بعد از اولین هفته تحصیل علم و دانش آجرزاده تنها چیزی که با خودشون به منزل آوردند میکروب و ویروس سرما خوردگی بود ...دماغ همه اهالی منزل من جمله خودشون آویزان می باشد...

۳- کنسرت داریوش عالی بود جای داریوشیها خالی .... شاید یکی از عکسهاشو گذاشتم..

۴- هفته پیش تولد کامی عزیز برادر شوهر و دوست نازنین من بود که دقیقا الان یک هفته است که سعی داریم بهش زنگ بزنیم و مرده شور این کارت تلفن نیکو را ببرند که ارتباط را برقرار نمی کنه.... کامی جون تولدت مبارک.....

۵-دیروز از شروین می پرسم می دونی کار آقای پلیس چیه؟ ( به غیر از آژیر کشیدن تو خیابون!!!!) می گه :

.Ageh somebody mord aga posis call aga badeh to take him to DOCTOR

هفته پیش هم با باباش داشتند میشن ایمپاسیبل را می دیدن... تو یک قسمتش یکی با هفت تیر اون یکی را کشت یا نمی دونم از آسانسور افتاد پائین خلاصه یارو مرد من و کاوه هم هول شدیم سریع مشغول توضیح دادن شدیم که شروین جان آقاهه خسته شد خوابید یا داره ادا در میاره ... تو این مابین که ما داشتیم خودمون را جر و واجر می دادیم شروین خیلی خونسرد گفت: نه مامان نیگار آگاهه مرد!!!!!!!

۶ - تا حالا شده تو یک جمعی باشید و با هیجان یک ماجرای خیلی جالبی را تعریف کنید بعد یکهو یک نگاه به صورت تک تک حاضران بکنید و یادتون بیاد همین ماجرا را با همین تفاصیل دو هفته قبل تو همین جمع خونه یک نفر دیگر تعریف کرده بودید؟؟؟؟؟؟؟ خیلی خجالت آوره!!!! باور کنید......

۷- شماره هفت این هفته ما خریدن یک تلویزیون جدید بوده!!!!!!!!

 

   + سبک وزن - ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٦