سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

اخبار

۱- تولد تولد تولد تولدت مبارک...مبارک مبارک تولدت مبارک..... تولدت مبارک خوشگلترین مارمول دنیا..... برات آرزوهای خوب خوب دارم.... آرزوهای سبز .... رنگ خودت!!!!

۲- یک خبر دیگه هم دارم که خودم خیلی راجع بهش هیجان زده هستم.... از ۱۰ روز دیگه می رم سرکار..... پارت تایم.... راستش جمعه هفته پیش رزومه ام را فرستادم و دوشنبه بهم زنگ زدند و همون روز رفتم مصاحبه و سه شنبه بهم پیشنهاد کار دادند و چهارشنبه هم رفتم آزمایشهای مخصوص را دادم و اگر معتاد از آب در نیام یا اگر لایسنسم تقلبی نباشه از ۱۰ روز دیگه می رم سر کار.... به همین آسونی... مثل خلها ۳ ماه نشسته بودم خونه رمل و استرلاب میانداختم که چه کنم!!!!!!!!!!

۳- امروز هم اگر خدا بخواد می رم شروین را به قول اینجایی ها مدرسه و به قول اونجاییها مهد کودک ثبت نام می کنم.... امیدوارم که پر نشده باشه این مدرسه ایی که می خواد بره... البته یکمی دلشوره دارم چون این مدرسه بیشتر مثل مدرسه میمونه تا مهد کودک یعنی بیشتر حالت آموزشی داره تا جاییکه فقط از بچه ها نگهداری بشه... یکمی هم هزینه اش بالاست ولی فکر می کنم ارزشش را داشته باشه.... از تقریبا ۸ صبح میره تا دو و نیم بعد از ظهر.... می دونم که بهش خیلی خیلی خوش خواهد گذشت چون عاشق بچه هاست...

۴-امروز یک ایمیل بسیار دوست داشتنی از یک خواننده خاموش این وبلاگ گرفتم که باور کنید صبحم را ساخت.... این دوست ندیده ام از کلرادو اینجا را می خونه و اینقدر بهم لطف داشت که اصلا نمی دونستم در جوابش چی بنویسم...فقط می تونم بگم مرسی مانا جون....

۵- اگر ذهنم به مدد قهوه صبحگاهی دوباره چیزی تراوش کرد مجددا خدمت می رسیم...فعلا زت زیاد.....

   + سبک وزن - ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٦