سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

ویز ویز

 

 

خوب آدمهای عزیز هیچکس هیچ آرزویی نداشت؟؟؟؟؟حداقل ۱۲ نفر ویزیتور داشتم ولی هیچکس آرزوشو به زبون نیاورد الا مارمول که اون هم بیشتر محبتشو به ما رسوند که دمش گرم......چی میشد اگر جرات میکردیم و هر چی از خدا می خواستیم داد میزدیم شاید صدامونو میشنید.....اینو به جرات بگم که همه شما عزیزان وقتی متن دفعه قبل را خواندید آرزوتون جلو چشمتون اومد ولی نه به زبونتون .....چی فکر می کنیم ما؟؟؟؟؟ که خدا می تونه فکرمون را بخونه؟؟؟؟؟ چه خوش باور!!!! یک وقتهایی باید یکجوری داد بزنی که جلو چشات ستاره ظاهر شه تازه بعد از اون برو امیدوار باش که فرشته دست دهمش یک ویز ویزی به گوشش رسیده باشه!!!!!!

ب.س. فکر کردید من بخیلم که آرزوتون را بهم نگفتید؟؟؟؟؟؟

   + سبک وزن - ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۳