سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

گزارش روزانه

۱- صدای شروین داره از اتاق خودش میاد....داره با یک اردک صورتی و دوتا اردک زرد و یک شتر زرد که خیلی قیافه احمقی داره بازی می کنه...هر کدوم از ما ها را یکی از این ۴ تا کرده و داره باهاشون حرف می زنه...امیدوارم شتره من نباشم!!!!!! برم یادش بدم که بدونه شتره کیه!!!!

۲- هوا بس ناجوانمردانه گرم است... رطوبت به طرز وحشتناکی بالاست و اون پشه های معروف دوباره تشریف مبارکشون را آورده اند....تابستان طولانی تگزاس اومد و ما اینجا داریم لیچ میندازیم..... جای همه خالی...

۳- دیروز یک ایمیل بسیار شعفناک از اون دوستامون که چند ماه پیش رفته بودند ویزای آمریکا بگیرن گرفتم که بالاخره ویزاشون آماده شد و دارن میان...بسیار شنگولیم ما...متاسفانه وقتی میان آمریکا از ما دورخواهند بود ولی بالاخره مثل همیشه دلامون که پیش هم است!!!! تبریک و تبریک.....

۴-جناب مستطاب آجر هم امروز تشریف می برند یا میارند ایران.... که امیدوارم بهشون خوش بگذره ... که می دونم می گذره...آهای ایرونی ها برای تولد آرشیا اگر دور هم جمع شدید جای منو هم خالی کنید.... مشغول ذمه (یا یک چیزی شبیه این) هستید که دم در تئاتر شهر وقتی که با پای چپ وارد سالن چهارسو می شوید یا  با پای راست وارد سالن اصلی اسم منو ۳ بار نبرید..... همین طور که می دانید در روایات آمده چهارسو را با پای چپ باید وارد شد و سالن اصلی را با پای راست و قشقایی را هم با کله!!!!!! کیک تولد آرشیا را هم لطفا از بی بی بگیرید و جای من هم یک تیکه بخورید.... ساندویچ هم از فری کثیفه ( سوسیس با پنیر) ..... بستنی منصور فراموش نشه...خامه ایی...وقتی تیکه های خامه اش زیر دندانهایتان آمد لطفا یک صلوات به روح و روان من هم بفرستید..... آجر جان تو بازار تجریش دم در امامزاده صالح واستا و ۱۴ کیسه نمک بخر و بین مردم تقسیم کن..... شمع هم یادت نره....نگران ما هم نباش..... با ما هم به از این باش که با خلق جهانی..... ( این را بهش می گن لوس گیری دم آخر که برهر ضعیفه ایی واجب می باشد!!!!!)

۵- به قول شروین دتس ات.....That 's it

   + سبک وزن - ۸:٤۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦