سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

دو کلمه حرف حساب...

 سایه سرمان همیشه مارا نصیحت می کند که چیزی در وبلاگت بنویس که فایده ایی برای کسی داشته باشد.... وقتی هم که تئاتر بازی می کرد می گفت که یک بازیگر باید یک پیغامی را برای مخاطب داشته باشد....صبح به صبح هم که می رود سرکار با هدف اینکه دنیا را مکان بهتری برای زندگی بکند از در خونه بیرون می رود.... آدم از این مثبت تر سراغ دارید؟؟؟؟ حالا بنده وبلاگ می نویسم که توش چرندیات ذهنم را خالی کنم و مطمئن هستم که این چرندیات برای هیچ کس مفید نیست!!!!! تئاتر بازی می کردم که اون فوران آدرنالین که روی صحنه احساس می کردم را تجربه کنم و بیحسی بعدش را و فکر نکنم هیچ احدالناسی از دیدن بازی بنده در روی صحنه متحول شده باشد.... صبح به صبح که از خونه می رفتم بیرون بیشتر در گیر شمردن دلارهای دریافت شده بودم تاخدمت به خلق.....( راجع به این قسمت یکمی اغراق کردم!!!!!) ....  ولی جالبیش اینه که به طور کلی بیشتر کسانی که منو می شناسن بنده را جز آدمهای مثبت و مفیدجهان طبقه بندی می کنن!!!!!!!!! حالا بالاغیرتا یکی بیاد به من بگه آدمها چه جوری مثبت و منفی می شن؟؟؟؟؟

 به نظر من آدمها باید بلد باشند که خودشونو خوب پرزنته کنند ...(باور کنید که الان نمی دونم به جای پرزنته چی بگذارم ایران هم که بودم به پرزنته می گفتم پرزنته....مطمئنم پرزنته کردن به معنای نشان دادن یا ظاهر شدن نیست چون اونجوری تم تظاهر و خودنمایی توی معنیش احساس می شه!!!!!)  من معتقدم که آدم باید بلد باشه که نکات خوب وجودش را پررنگ کنه و در عین حال سختگیر ترین منتقد برای خودش در خلوتش باشد... همه ما می دونیم که از صبح تا شب داریم چیکار می کنیم.... همه مون می دونیم که چی غلطه چی درسته... چی ارزشه چی ضد ارزش... چی پیامه چی شعاره...چی نمازه چی نیازه .....چی کشکه چی پشمه...وقت اون نرسیده که کلاه هامون رو قاضی کنیم ببینیم که از صبح تا شب داریم دنبال چی می دویم؟؟؟؟ ماهایی که خودمون بهترین و عادل ترین و صالحترین و منصفترین! کلاه قاضی را در وجودمون داریم؟؟؟؟؟

ببینین هر وقت من به حرف سایه سرم گوش می کنم و یک چیزی می نویسم که به نظر  خودم فایده ایی برای کسی داشته باشه حوصله همه را سر می برم و آدم حرص آوری می شم.... واسه همینه که زیادی حرف شوهرمو گوش نمی دم و آخر عاقبتم می شه زنی که از شوهرش تمکین نمی کنه!!!!!! یا همون ناشزه؟؟؟؟؟.!!!!!!!!!..

 آدمها برای مثبت بودن باید خودشون باشن....باید راههای وجودی خودشون را طی کنند .... شعار ندیم که همه عالم و آدم از شعار دادن ما خسته ان.

پی نوشت: صد دفعه به خودم گفتم بعد از قهوه قوی صبح وبلاگ ننویسم بازم آدم نمی شم!

   + سبک وزن - ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦