سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

دل نوشته ايی برای وبلاگ آلوچه خانم

مثل یک آدم معتادی هستم که دو روزه  بهش مواد نرسیده.....وبلاگ آلوچه خانم ورپریده....روزی ۱۰۰۰ بار روی لینکش کلیک می کنم ولی نیست که نیست.....خودشون هم نمی دونند چی شده..... آدم باید یاد بگیره به هیچ چیز تو این دنیا دل نبنده چون یک روزی بی خبر از دستش می ده و باید صد سال بشینه غصه اش را بخوره...... ولی مگه می شه برای دلت تصمیم بگیری؟؟؟؟ واقعا دل آدمها کجاس؟؟؟ تو قلبشونه ؟؟؟؟ تو مغزشونه؟؟؟؟ تو چشمهاشونه؟؟؟ تو دستاشونه؟؟؟؟ بعضی ها هم دل هاشون به یک ورشونه!!!!!!!! خوش به حالشون....

آدم بدبخت دل نازک عاشق پیشه ایی مثل من که دل به یک صفحه می بنده کجای این روزگار جا داره؟؟؟؟؟ .....آلوچه خانم کجایی؟؟؟؟ اگر با میل صاحبانت رفته بودی اینقدر عزا دارت نبودم ولی آخه یکهو کجا رفتی؟؟؟ کی بر می گردی؟؟؟؟ چی دیگه تو این روزگار جای تو رو می گیره؟؟؟؟ چه بلایی سرت اومد؟؟؟ کی دزدیدت؟؟؟  الان اون نوشته های کوچولو موچولو که من برای خوندنش همیشه باید عینک می زدم کجای این دنیا نقش بسته؟؟؟؟ یعنی می شه دوباره اون صفحه باز بشه ؟؟؟؟؟.........

   + سبک وزن - ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٥