سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

همین جوری.....

۱- ما زنده ایم ...اندکی غمگین به خاطر برگشتن عزیزان به شهر و دیارشان ...ولی عادت می کنیم...در حقیقت عادت کرده ایم که عادت بکنیم.

۲- دوست عزیزمان میمون بی مغز سالهای پیش پستی نوشتند راجع به طبقه بندی نسوان .   بنده هر وقت حالم گرفته است سری به این نوشته می زنم و از ته قلب می خندم ....خواندن این نوشته را به خوانندگان بالای ۱۸ سال و شاید هم بالای ۲۱ سال توصیه می کنم ......... تیس تیس ها و مودبها هم لطفا نخوانند و بعد غرش را به ما بزنند!!!!! ما گفته باشیم....

۳-شروین تا ساعت ۲ بعد از ظهر روز جشن تولدش که یکشنبه بود بالا آورد و دقیقا وقتی که آماده شدیم که به همه زنگ بزنیم و تولد را کنسل کنیم حالش خوب شد و تولدش را به سلامتی برگزار کردیم و خیلی هم بهمون خوش گذشت....جای همه خالی....

۴-روزگار غریبیست نازنین.............

   + سبک وزن - ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٥