سبک وزن


اینجانب بانو سبک وزن از روزگارش می نویسد...

تولد

      

          تولد تولد تولدم مبارک!!!!!!! بیام شمع هارو فوت کنم که صد سال زنده باشم!!!!!!!!

 

 

   + سبک وزن - ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۳

جرات

دلم می خواد یکی جرات کنه و بهم بگه :

                 این وبلاگ نوشتنت به درد عمه ات می خوره!

 

   + سبک وزن - ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۳

روزگار غریبیست نازنین

 

می خواستم یکمی غر بزنم دیدم فایده نداره .فقط باید بگم که:

                           روزگار غریبی است نازنین !   

  

   + سبک وزن - ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۳

ویز ویز

 

 

خوب آدمهای عزیز هیچکس هیچ آرزویی نداشت؟؟؟؟؟حداقل ۱۲ نفر ویزیتور داشتم ولی هیچکس آرزوشو به زبون نیاورد الا مارمول که اون هم بیشتر محبتشو به ما رسوند که دمش گرم......چی میشد اگر جرات میکردیم و هر چی از خدا می خواستیم داد میزدیم شاید صدامونو میشنید.....اینو به جرات بگم که همه شما عزیزان وقتی متن دفعه قبل را خواندید آرزوتون جلو چشمتون اومد ولی نه به زبونتون .....چی فکر می کنیم ما؟؟؟؟؟ که خدا می تونه فکرمون را بخونه؟؟؟؟؟ چه خوش باور!!!! یک وقتهایی باید یکجوری داد بزنی که جلو چشات ستاره ظاهر شه تازه بعد از اون برو امیدوار باش که فرشته دست دهمش یک ویز ویزی به گوشش رسیده باشه!!!!!!

ب.س. فکر کردید من بخیلم که آرزوتون را بهم نگفتید؟؟؟؟؟؟

   + سبک وزن - ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۳

آرزو

 

 

آهای آدمها که در این لحظه  نشستید جلوی این صفحه مانیتور بزرگترین و مهمترین آرزوی زندگیتون چیه؟؟؟؟؟؟؟

ب.س. میشه یکی به من بگه ب در لب تاب کجاست؟؟؟؟منظورم ب مثل برستو یا بالتو!! 

   + سبک وزن - ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۳